نازنین ff-noshi ازت ممنونم ممنونم که انقدر موشکافانه با مشکلم برخورد میکنی گلم
از همه گلهای نازنینی که منو دارند کمک می کنندممنون
اما از محسنات شو هرم پرسیدی منم جریمه مو پرداخت میکنم
1- ادم بسیار خوش قلب و مهربانی است حتی کینه دشمنانش هم به زودی از یادش میره و همیشه به من توصیه میکنه بیشتر از اونکه کینه بگیری سعی کن ببخشی
2- منو تشویق به پیشرفت میکنه در همه زمینه که مورد علاقه من هست (حتی هنر چون من تقریبا به صورت حرفه ای در این زمینه کار میکردم و الان میگه چون تو دور از این زمینه شدی حساس تر شدی گرچه من قبول ندارم)
3- از زیباییهام و نقاط مثبتم تعریف میکنه(البته به چشم اون و من ادعایی ندارم:D)
4-من در رابطه با دوستام و تفریحات و حتی مسافرت با اونها ازاد می ذاره ومیگه تو رو اینطوری دوست دارم که قفس برات نسازم و اگه بهت اعتماد دارم حتما تو هم میدونی که بی من چی کار بکنی(گرچه بعضی موقها از این حالتش خیلی خوشم نمیاد و بهش میگم یعنی تو هیچ حساسیتی به من نداری ولی اون اعتقاد داره که من و اون دو تا ادم بزرگ هستیم و من خیلی دوست دارم اما این دلیل نمیشه مثل مردای دیگه ازادیتو محدود کنم چون تو یه زن اجتماعی هستی و میدونم حدود خودتو میدونی اما من یکم حساسیت اونو در بعضی مواقع که میبینم تازه کیف میکنم شاید من مشکل دارم)
5-خسیس نیست مثلا عید پارسال که پول نداشت ساعت گرون قیمتی که من براش خریده بودمو فروخته بود و برام کادو گرفته بود جالبه تو یکی از دعواهامون به من میگفت تو اصلا توجهت به من نیست 6 ماه من ساعت دستم نیت اما تو متوجه نشدی و من به خاطر تو اینکار کرد اما من بلهش گفتم ضمن اینکه ازت ممنونم اما کاش یه کار ثابت داشتی تا مجبور نمیشدی که اینکارو بکنی(منت گذاشتنش هم جالبه!!!!!)
6- راحت به من ابراز علاقه میکنه و بجز مواقعی که رو دنده لج میافته تو جمع منو باالقاب خانمم گلم... غیره صدا میکنه
7-به من تو کار خونه سخت نمی گیره حتی خیلی وقتها تو اشپزی بهم کمک می کنه یا میگه اصلا تو کار نکن و من خودم اشپزی میکنم
8-به اصطلاح قیافهاش را براساس علاقه من درست میکنه و سعی میکنه امروزی باشه
9-نماز میخونه و اعتقادات معنوی قوی داره
10- ساده است به شدت (نمیدونم بگم این حسن یا بده چون ضربه های زیادی از این مورد خوردیم) و اهل معاشرت و خوش خلق و بذله گوه
همه اینها رو گفتم تا جریمه مو پرداخت کنم و بگم من به ایت تالار و موضوعاتش به صورت تفننی نگاه نمی کنم اما با این لیست احتمالا دوستان فکر میکنند پس این دختره چه دردشه،شاید توقعش بالاستو یا صد فکر دیگه اما به خدا من شرایط بی مسوللیتی و شونه خالی کردن و چیزهای که در نامه های قبلی اشاره کردم داره زندگیمو به مخاطره جدی می اندازه از کلمه طلاق متنفرم (گرچه اوایل ازدواجم من رو اشتباه دایم اینو درخواست میکردم اما الان به خاطر همین نکات مثبتش حاضر به پاشیده شده زندگیم نیستم ولی ادامه این شرایط هم خیلی سخته) اما به معنای واقعی حالم بده شوهرم بعد از 5 سال هنوز یه کار تثابت نداره این خودش کلی درده من تو اجتماع با این همه اوهن و تولوپم موندم وقتی ازم سوال میکنند شوهرت چی کاره است چی بگم یا حتی به خودم دیگه از این وضعیت حالم داره بهم میخوره
بردار مهربانم نقاب عزیز
مرسی مرسی مرسی از این همه توجه به درد نامه من
اما من فکر کنم مطالبی را اشتباه متوجه شدید دوست خوبم خانه پدری ایشان به دلیل اقساط سنگین و طولانی مدت در رهن بانک بود و اگر فشار من و بعد تلاش همسرم حتی من و خانوادهام برای فروش نبود خانه با قیمت در نظر گرفته بانک فروش میرفت و شاید پول اندکی میماند تناه برای پدر شوهر و مادر شوهرم اما با ان توانستیم با کمک من خانهای بخریم و عروسی راه بیندازیم . ... که در نامه قبلی به ان اشاره کرده بودم دوست نازنینم شوهر من نمیداند من چقدر حقوق میگیرم حتی گاهی که میریم از عابرم پول بگیرم خودشو کنار میکشه که مثلا من ناراحت نشم که فضولی کنه اما شاید در ته دلش دوست داشته باشه که بدونه اما چیزی بروز نداده میدونید حرفتان درست است من اوایل ازدواج کمی پرده دری کردم که به لطف خدا الان متوجه شدم و لان با وجود شرایط بدم سعی میکنم با احترام و علاقه با اون صحبت کنم. اما مشکل شوهرم به خونوادش هم بر میگرده چون اصولا اهل سختی دادن به پسراشون نیستند ادامای خیای مهربون و خش قلیی هستند اما زندگی را زیاده از حد راحت میگیرند تا جایی که الان تو این سن با وجود بچه نوهو ... اجاره نشینند گرچه اظهار میکنند که پول فروش خونه نباید بین بچه هاشون تقسیم می کردند و اضهار ناراحتی کمی می کنند اما با این شرایط هم کنار میان البته بگم مادر شوهر و پدر شوهرم خیلی مومند شاید هم از ایمانشونه ) و مون روشن هستند که کاری به ظاهر و .... من یا شوهرم ندارند اما مشکلی که در این خانواده علی رغم همه خوبیهاشون هست عدم اینده نگری اونهاست و گرنه الان نباید اجاره نشین میشدند و همین خصوصیت را به شوهرم یاد دادند و این مشکل منه اینکه من هی باید مراقب باشم که چیزی از دست ندیم تازه شوهرم به جای تشکر به من میگه تو ادای ریسسها رو در میاری تو هی میخوای خودتو به من ثابت کنی .... بابا من یه زندگی اروم میخوام اخه این حق من نیست (داره نیمه تاریکم بیرون میزنه)
babayجان مرسی از جوابت اما اگه من قسط خونه را ندم چون خونه رو به نامم کرده بانک میاد خر منو میگیره چی کار کنم منکه مثل نازنین تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم این پس اندازمو از دست بدم برای اینکه حدودشو مشخص کنم به موبایلش زنگ زدم (الان 3 ماه اون خونه باباشه و منم تو خونه مشترکمون) و گفتم که بیاد پول برقو حد اقل بده که اومد و دا د الته هی میگفت به خدا درست میشه من شرمندهم و..![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)