به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: نیایش

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آبان 88 [ 05:59]
    تاریخ عضویت
    1388-4-08
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,832
    سطح
    32
    Points: 2,832, Level: 32
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 27 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    نیایش

    ... می خواهم زبان خامه را به سینه کاغذ آشنا کنم ونقش از رخ آن زیبا را براین سینه سفید منقش کنم.اما قلم را توانایی این کار نیست کاغذ را تحمل این نقش نیست .می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار عقل در زندان تن محبوس کنم اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست،تن را قدرت نگه داشتن روح نیست ،چشمانم را می بندم می خواهم تصویری از جمال رعنای یار را در ذهن تصور کنم اما ذهن متصور چنین تصویری نیست،آن جمال زیبا را کسی قادر به تصویر نیست .می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز در آسمان خونرنگ عش باز دارم؛اما او را هیچ قیدی قادر به مقید ساختن نیست این آسمان خونین را از طیران این مرغ باز داشتن ثواب نیست.
    قلم را دوباره به چرخش وامی دارم اما خیره سر احساس ، به ساحل اطمینان هجوم می آورند ،آن یار رعنا تمام قد در ستیغ قله عش به تماشا ایستاده است . مرغ اندیشه به پرواز خونیش ادامه می دهد ،کاغذ از سیاهی قلم نقش می پذیرد،دل زبان گشوده که:
    ای نازنین دلبر، تو مرا همچون شبنم صبحگاهی پاک خواسته بودی ومن روسیاه از نوک پا تا فرق سر به گناه آلوده گشته ام.
    پس مرا ببخش ...
    ای دوست ، تواز من خواسته بودی به عهد وفا کنم وبه سویت بشتابم ومن پیمان شکنِ نادانی هستم.
    پس مرا ببخش .
    ولی بدان،من نیز روزی پاک بودم ، قلبم هنوز از زنگار پاک بود، چشمانم هنوز به طرفی نگاه نکرده بود، دستانم هنوز به ناپاکی آلوده نشده بود و جودم پاک بود، قلبم پاک بود ،عقلم پاک بود.
    اه ای زیبای زیبایان ،چه کنم! نفس برمن غلبه کرد،وتوخود حال مرا می بینی ،شیطان را به دوستی برگزیدم ،وتو روز گارم را می بینی ،ولی هرگز از روی طغیان سر از فرمانت نپیچیده ام ،هرگز از روی عمد بر خلاف دوستیت عمل نکرده ام. هرگز خود می دانی حتی آن هنگام که طعم گناه از دهانم زایل نگشته بود فکر تو آن را تلخ می کرد، که هرگز گناه لذتی نداشته است. خود می دانی همواره پشیمان بودم ولی چه کنم که بر وجود گثیفم شیطان تسلط پیدا کرده بود. هر گاه خواسته بودم که رو به سویت نهم این نفس مرا باز داشته بود.
    هرگاه خواسته بودم سیلی بررخ شیطان زنم ،این نفس جلویم را گرفته بود؛ آری خود می دانی روزگاری باپاکی وصداقت قرین بودم .
    شبها به لبخندی می خوابیدم و روزها با لبخندی دیگر بیدار می شدم شب وروزم با تو می گذشت وحال رانده از هرجا ،مانده از هر چیز ،پشیمان از همه چیز به درگاهت آمده ام هرکس می خواهد بهترین را انتخاب کند باید بیشترین بها را بدهد.

  2. 3 کاربر از پست مفید صیاد تشکرکرده اند .

    صیاد (یکشنبه 14 تیر 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.