عزیزم احساساتی که الان داری، و حتی نوسانات احساسیت کاملا طبیعی هستند.

شما بعنوان یک انسان اگه دچار همچین حالتی نمی شدی، باید به سلامتی روحی و شخصیتیت شک می کردی.
پس در مقابل احساساتت مقاومت نکن. حبسشون نکن. با خودت مهربون باش.

چیزی که باید در نظر داشته باشی اینه که این دوره می گذره. حتی شک و بدبینی ای که دچارش شدی هم می گذره و تو شخصیتت باقی نمی مونه.

به زودی تجربیات امروزت رو دسته بندی خواهی کرد. این تجربه و حتی دردی که الان داری می کشی، شخصیتت رو مستحکم تر و قوی تر، و آینده ت رو روشن تر و زیباتر خواهد کرد.

باز هم عاشق خواهی شد. باز هم عاشقت خواهند شد.
و همسر خوبی هم در انتظار وصال شماست. می پرسی چطور مطمئنم؟ چون شما خیلی خوش شانس هستی. حتما کائنات برنامه های خاصی برات در نظر گرفته.
می پرسی چرا خوش شانس؟
خوب معلومه! چون اگه علیرضا بعد از ازدواجتون هم با اون دختر مواجه می شد، بند رو آب می داد!! فکر نمی کنم حتی وجود بچه تون هم می تونست جلو دلش رو بگیرن!!
(البته این پسر یه روز نادم و پشیمون برمی گرده. اینو حاضرم باهات شرط ببندم!)

به هرحال فعلا فقط باید زمان بگذره.
شما به وجود علیرضا عادت داشتی. خیلی از لذت ها و سرگرمی هات در کنار اون بوده. یکم طول می کشه که جایگذین های مناسب پیدا کنی، به وضعیت جدید عادت کنی، و راه فردای روشنت رو در پیش بگیری.

زمان همه چی رو حل می کنه.