آرمان عزیز ، برادر خوبم
از اعتقاد خودت ، بهره می گیرم و میگم :
که تو متعلق به خودت نیستی ، تو متعهد به عقاید و جامعه ات هستی و این را به عینه و
عملاً نشون دادی ،
و می گویم که بدانی ،
جامعه مجازی نیاز به جهادگر دارد ،
و تورا که می دونم اگر الآن جبهه نبرد فیزیکی با دشمنان بر پا بود ،حتماً از آن دسته می بودی
که عافیت را رها و به سوی جبهه می شتافتی ، شایسته است که این فضا را دریابی و در این
جبهه برای درمندان و همدردان ، همچنان همراه باشی ، استوار و پا برجا.
در این میادین هم، چه خوب است ، در مقابل ترکش ناملایمات ، باز هم بمانیم و جانبازی کنیم
که همین پسند حق متعال است .
و اگر گله ای هست ، تا راه اغماز و گذشت باز است ، خدا را خشنودی در پی است ، و اگر
گفتن و توجه دادن به نفع فضای مهر آفرین تالار است ، از دل و باحفظ حرمت و منطق و ....
بیان بایسته تا اشکالات رفع و کدورتها رد شود .
و شما ای همه دوستان :
به هوش باشید که ابلیس را اجتماع جمعی مفید و دوست دار و متعهد از این نوع را خوشآیند
نیست و گرد دلخوری و تفرقه را می پاشد ، تا گسست آید ، مبادا یکی از ما به طریقی (
قضاوت بد ، رفتار ناخوشآیند ، آزار کلام و... هر آنچه این بریدنها و گسستن ها را زمینه می
دهد ، ) وسیله او گردیم .
برای در امان ماندن از شر این لعین ، به همدردی که وارد می شوید ، آن رجیم را به اعوذی
برانید و بسم لهی بر آرید از نهاد ، تا دست رد آید بر سینه آن نامحرم زند .
" مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست رد آمد و بر سینه نامحرم زد "
***







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)