سلام
یه مدتیه که دارم سعی می کنم با همسرم که الان تو عقدیم ارتباط بهتری داشته باشم. ولی بعضی چیزها واقعا از درون عذابم می ده. مثلا چند بار ازش یه خطاهایی دیدم که نمی شه گفت اشتباه بوده یا سهوا مرتکب شده. یه سری خطای عمدی انجام داده و نکته بدش اینجاست که فکر می کنه من متوجه نشدم و سرم کلاه گذاشته.
از یه طرف نمی خوام غرورش رو جریحه دار کنم که فکر کنه جلوی من خورد شده، از طرف دیگه دوست ندارم فکر کنه من اینقدر ساده ام که تونسته اون کارا رو بکنه و آب از آب تکون نخوره. تازه شاید متوجه زشتی این کار نشه و بعدا بیشتر تکرار کنه. فکر می کنه خیلی زرنگه......
به نظر شما درسته که من بهش بگم که متوجه شدم و ازش بخوام دیگه تکرار نکنه؟
بعضی راه حل ها که ممکنه ارائه بدید شاید خیلی کارساز نباشه. مثلا اینکه غیر مستقیم بخوام بهش بگم و ... چون چندبار سعی کردم این کار رو بکنم. ولی انقدر به خودش مطمئنه که تا زمانی که من دقیقا آدرس و تاریخ ندم قبول نمی کنه که همچین کاری کرده.
بذارید یه مثال از یکی از کارهاش هم بگم. مثلا تو یه زمینه در مورد یه مسئله مالی که مربوط به هردومون می شد یه بی صداقتی خیلی فاحش ازش دیدم. (با اینکه من اصلا تو زمینه های مالی ازش توقع خاصی ندارم و همیشه هم این بهش گفتم.) فکر کرد من متوجه نشدم. ولی متاسفانه با چشمان خودم دیدم. خیلی ناراحت شدم. ولی به روش نیووردم. بعد از اون چند بار باهاش سعی کردم در مورد صداقت و ... صحبت کنم. اون هم خیلی قاطع نظرهای خوبی می ده و می گه هیچ وقت تو زندگی به من دروغ نمی گه و نخواهد گفت. ولی وقتی اون کارش رو دیدم دیگه هیچ کدوم از این حرفها برام قابل قبول نیست. البته این فقط یه نمونه اش بود. به نظر شما بهش بگم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)