امروز رفتیم دادگاه حکم هم گرفتیم تنها مونده بریم صیغه طلاقو بخونن تا اومدیم بیایم پایین زدزیر گریه منم همینطور گفتم بریم زودتر تمومش کنیم گفت ما که سه ماه فرصت داریم پس عجله نکن خیلی باهاش حرف زدم بهش گفتم باید تصمیم بگیری اگر جدایی که خوب وگرنه باید یه تصمیم جدی برای زندگیت بگیری که دیگه به فکر جدایی نباشیم و اومدم شرکت خیلی روز بدی برام بود گذاشتم تصمیم بگیره اما اینبار باید عملی کنه به حرف فایده نداره اون خانمهایی که میگن من مقصرم باید بهشون بگم من چند تا مشاوره رفتم و همه اونها گفتن که طلاق بگیر پس هی نگن تو مشکل داری نمیگم بدون مشکلم اما تا خود همسرم نخواد به خودش کمک کنه من تنهایی نمیتونم کاری کنم میزارم زمان بگذره تا ببینم چی پیش میاد برگه دارم یه صیغه طلاق خوندن مونده که از هم جدا بشیم صبر میکنم سه ماه فرصت داریم