به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 148

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 آذر 88 [ 22:18]
    تاریخ عضویت
    1387-9-24
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    3,411
    سطح
    36
    Points: 3,411, Level: 36
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    98

    تشکرشده 100 در 62 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: خانومم میگه خسته شدم ازت, واسم اهمیتی نداری !

    الان من کافی نتم. دیشب که اون پیامک داد که :"از مامانتم اجازه میگیری شب بخیر بگی !" مامانم اون پیامک رو خوند. واویلا شد, مامانم هر چی خواست گفت دیگه, منم ناچار شدم از اون خونه برم بیرون. ناراحت شدم که مامانم چرا اون پیامک رو بدون اجازه من خونده آخه من اونجا نبودم. (دستشویی بودم). خونمونم نیستم. اینو که بهش گفتم دیدم واقعا برام میمیره. خیلی نگران شد ! نزدیکه 10000 بار گفت بیا بریم خونه ی ما, حتی کلاسمون که تموم شد باباش اومد دنبالش, بعد باباش به من زنگ زد گفت چرا نیومدی مگه قرار نبود ناهار بیای اینجا ? گفتم نه هم چین قراری نبود. من جایی کار دارم گرفتارم. خیلی نگرانمهو همش پیامک میده که رسیدی خونه یا نه ؟
    خوب مطمئن شدم که دوسم داره ! ولی نمیدونم برمیگرده یا نه ! نظر شما چیه دوستان.
    فکر نمیکنم حتی یه بارم پست قبلیمو خونده باشی.........
    این کار مادرتون کاملا اشتباه بوده که رفته سر گوشیتون.......اما.....فکر میکردی بهت نگن بیا؟؟!.....یه لحظه با خودت فکر کردی اونا که اونطور میخواستن سر به تن خودت و خونوادت نباشه چطور شده که از مادر مهربونتر شدن؟؟!!!!!!!چطور ادعاشون که ...وقتی که گفته بودی واسه یه از ماشین پیاده نشدن!..همچین الم شنگه ای رو درست کردن!.....
    اما.......؟.......ببین شنیدی میگن:تفرقه بنداز و ........اونا برای سوق دادنت به بردگی محض!....باید ابزارهای قدرتت رو اول ازت بگیرن....بعد.....کم کم....دیدی چطور غرب خودش رو ارباب شرق کرده(و میکنه و...)...به خدا اگه یه کدومتون دیده باشین!(خطاب به همه!....).....


    حالا دیگه هیچی مهم نیست. من یه همسرم احتیاج دارم.
    باهش خیلی حرف زدم تو دانشگاه اما اون خودشم نمیدونه باید چیکار کنه.
    1000000 بار بهش گفتم بیا زندگیمون رو بسازیم, من اشتباهاتی داشتم که جبران میکنم. اما فعلا فایده ای نداره. فکر میکنم هنوزم باید صبر کنم.
    ممنون
    واسم جالبه که بعضی خانم های تالار هم اومدن توی تاپیک و با صداقت پاسخ دادن!....(مخصوصا پست 38 )....دمش گرم!:cool:....اما کو گوش شنوا؟!....اون قدر خودتو کوچیک کردی....که......

    ani جان من این رو هم بهش گفتم که اگه من بخوام بریم سر خونمون میای ؟ گفت : نمیدونم, فکر نکنم. چون من تو رو هنوز نمیشناسم. من خیلی بازم ناراحت شدم. ولی وانمود کردم که واسم مهم نیست. گفتم هر چی خودت میخوای واسه من فرقی نمیکنه.
    شک ندارم درصورت آشتی......باز هم همین آش و کاسه رو برات تکرار میکنه!....واسم روشنه.....
    اصلا راستی شما و همسرتون چند سالتونه؟؟.......

  2. کاربر روبرو از پست مفید کامران007 تشکرکرده است .

    کامران007 (یکشنبه 06 اردیبهشت 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از دست بی مسیولیتی همسرم خسته شدم
    توسط leila1 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 11 اردیبهشت 94, 02:31
  2. خدایا ازت ممنونم
    توسط پدربزرگ در انجمن رنج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 خرداد 91, 20:36
  3. مگه من ازت چی خواستم !! (طنز)
    توسط Niloo55 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 اسفند 87, 01:36
  4. هر وقت دلتنگی سفره نمازت را باز کن ...
    توسط آرزو در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 فروردین 87, 10:40

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.