به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 78

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: موضوع مهمیه! لطفا کمکم کنید

    البته یه چیزی که امروز توجه من رو به خودش جلب کرد این بود که مادرشوهرم بهم گفت: که آیا فکر می کنی خواهرشوهر کوچیکم (که الان نامزد هست) بعد از ازدواج یک سری از اخلاق های بدش رو زمین میگذاره؟ من هم گفتم: نمی دونم شاید، اگه خودش بخواد و همسرش به اونها توجه کنه و ازش بخواد شاید عوض بشه.
    بهم گفت: پس چطور مهدی نسبت به دوران پسر بودنش و نامزدیش این همه عوض شده و خیلی خیلی بهتر شده و اصلا درکش بالا رفته، من هم بهش گفتم: که خوب مامان! مهدی فرق می کرد، اون توی نامزدی تحت فشارهای مالی بود، بهم دلیل اون جور رفتار می کرد، گفت: درسته که فشار مالی داشت، اما خیلی از رفتارهای دیگش هم تغییر کرده.
    از شنیدن این موضوع خوشحال شدم. و این حرف رو هم برای همسرم تعریف کردم و البته آخرش این رو هم اضافه کردم که مهدی من دیگه!
    اما بچه ها نمی دونم چقدر زمان می خواد که یه آدم عادت های بد حرف زدنش رو ترک کنه! اما من از این موضوع ناراحتم و یه کم هم نگران، دوست دارم هر چه زودتر این عادت ناپسندش رو هم زمین بگذاره، اون روز بهش گفتم: دیگه نمی خوام سوار ماشینت بشم، هیچی نگفت. گفتم نمی پرسی برای چی؟ گفت: می دونم، برای اینکه وقتی توش می شینم فحش میدم.
    بازم خوشحالم که خودش از این موضوع واقفه و می دونه که اشتباه، آخه! موضوع بهبود عصبانیتش هم از همین جا شروع شد که خودش قبول کرد و اراده کرد. اما باور کنید که دقیقا امروز که با شما صحبت می کنم، درست 2 سال و 8 ماه از اولین روزی که من و مهدی همدیگر رو دیدم و عقد کردیم داره میگذره و خدا میدونه که من در طول این مدت چه سختیهای رو کشیدم و حالا دارم کم کم مزه ی با اخلاق بودن رو می چسم، مزه ی احترام و ادب و درک رو، که اون هم این روزها همراه شده با ترس.
    بچه ها یعنی من باید 3 سال دیگه هم صبر کنم تا او این کلماتش رو فراموش کنه! و بشه مردی که من از ته قلبم می خوامش. البته از لحاظ ادب و احترام.

  2. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    paiize (جمعه 20 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. عشق ممنوع
    توسط فرشته درون در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 فروردین 94, 23:59
  3. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.