اگه همسر شما اينقدر توي محيط خانوادش شاده و بيشتر وقتشو اونا پر مي كنن پس اصلا چرا ازدواج كرده؟ (آيا فقط به خاطر ارضاي نياز جنسي ازدواج كرده؟) شما بايد اين موضوع رو ازش بپرسيد. به نظر من يكي از دلايلي كه آقا پسرا تصميم به ازدواج مي گيرن، وقتيه كه احساس تنهايي مي كنن و حس مي كنن ديگه خانواده خودشون نمي تونه نيازهاي عاطفي اونا رو پر كنه.
در اين موقعيت بهتره با خواهر شوهراتون دوست بشين و وقتي همسرتون نيست، با اونا حرف بزنين، خاطره بگين (مطمئنا اونا خاطره هاي زيادي از برادرشون دارن) و با اونا بازي كنين. (به ياد داشته باشين كه وقتي همسرتون نيست. چون در حضور اون يك رقابت براي تصاحب ايشون بين شما و خواهرا پيش مياد)
شايد همسرتون از تكرار خاطرات كودكانه (بازي با خواهرهاش) لذت ميبره. براي همسرتون متنوع باشيد و در صحبتهاتون با اون خيال پردازي كنيد. به اون نشون بديد كه شما هم مي تونيد يك كودك رويايي باشين.
يه موضوع كه مي تونه بهتون كمك كنه، حرف زدن راجع به بچه هايي هست كه ان شاالله خدا بهتون ميده. راجع به اونا حرف بزنيد. خودتون رو جاي اونا بذاريد و براي هم پدر و مادر بشين. يه تفريح عشقولانه هم هست البته. اين موضوع كه خيلي به من و خانمم كمك كرده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)