به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: آیا من باید برای بار دوم هم طلاق بگیرم؟؟؟

    عزیزم این طبیعی است که شما تمایلات و توجهاتتان بیشتر به سمت دختر خودتان معطوف باشد و این آقا هم توجه و تمایلاتش معطوف فرزند خودش باشد . شما چرا فکر می کنید دخترتان بیچاره است ؟! اگر منظور شما مظلومیت و بی گناهی دخترتان است که می پذیرم به همان اندازه فرزند همسرتان مظلوم و بی گناه است . شما در روابط طولانی مدت با فرزند همسرتان دچار اشکال هستید محال است که شما از کل توانایی ها و مثبت اندیشی و رفتار مناسب در مورد فرزند دختر همسرتان استفاده کنید و ایشان دیوار و حصار دور خودشان بکشند . شما عملکردتان اشکال دارد و یک دست نیست . شما بین دو دختر فرق می گذارید و مطمئن باشید که آنچنان محسوس است که همسرتان و دخترش این را متوجه می شوند و بعد باور درونی خودتان و همسرتان . شما و همسرتان هر دو حالت حس مالکیت در مورد فرزندان خود دارید در حالی که باید در این حس تملک یکدیگر را شریک می کردید . آیا امتحان کرده اید که از واژه ی دخترانمان استفاده کنید ؟!

    عزیزم من ، همسرم یک دختر دارد و من هم دو فرزند که خودم به دنیا آوردمشان و دختری که در 13 سالگی اش به فرزندی قبول کرده ام . شاید سه سال اول زندگی ما به این شکل گذشت که من همه جا عنوان می کردم چهار فرزند دارم و ... به طور کلی از واژه ی بچه هایمان استفاده می کردم ولی همسرم به دلیل اینکه همین یک فرزند را داشت یک حس مالکیت غریب داشت و دائم از واژه دخترم و دخترت و پسرت و ... استفاده می کردو یا وقتی کسی از وی سئوال می کرد چند فرزند داری ؟ تفکیک می کرد و توضیح می داد و ....
    ولی من در طی سه سال اول زندگی ام کوتاه نیامدم اگر گفت دخترت توضیح دادم که دختر وی دختر من است و دخترهای من هم دخترهای وی می باشد و اگر برای خرید بیرون می رفتم و می خواستم لباس برایشان کادو بخریم به فروشنده توضیح می دادم که سه دختر سه قلو داریم و تنها رنگ لباسهایشان با هم متفاوت بود . من با این کار به همسرم نشان می دادم همان که برای فرزند ان خود می پسندم برای فرزند وی هم همان را می پسندم و تا امروز که به باورهای لازم رسیده و مقاومت نمی کند و اجناس خریداری شده برای هر یک از آنها جداگانه و بر اساس نوع سلایق بچه ها می باشد . سه سال اول سخت بود ولی پشتکار من و یک دست بودن رفتارم شوهرم را به باورهای لازم رساند و امروز من امین تر ین فرد برای تصمیم گیری در مورد هر چهار فرزندمان هستم و بچه های من هم به وی بابا می گویند من به همسرم توضیح داده ام زمانی که من می توانم دختری را که نه پدرش را دوست دارم و نه مادرش را می شناسم تا این اندازه دوست دارم که همه ی قلبم در اثر فکر کردن به وی فشرده می شود و غرق شادی می شوم زمانی که هیکل نازنینش را در بر انداز می کنم و بچه ها ی وی ( نوه هایم از دختر خوانده ام که دو قلو هستند) را بی نهایت دوست دارم چطور می توانم دختری را که پدرش تو هستی که عاشقانه ستایش می کنم دوست نداشته باشم و....
    عزیزم این پروژه دراز مدت است ولی موفقیت آمیز خواهد بود کافی است دقتهای لازم را داشته باشی . محال است که همسرم به عنوان مردو پدر در خانواده حرفی بزند و من نظر وی را نادیده بگیرم و در مقابل بچه ها را تائید کنم حتی اگر واقعا حق با بچه ها باشد اینکار را نخواهم کرد در اختلافاتشان حتی اگر لب و لوچه ی بچه ها آویزان بشود دخالت نمی کنم . آنها خودشان اختلافاتشان را حل می کنند و لحظه های خوش خوبی را با هم در خلوتهای دو و سه و چهار و... نفره می گذرانند . در اوائل مجبور بودم گاهی تذکراتی به هر یک در خلوت بدهم ولی امروز همه چیز روی تین است و اگر در یک محفل شرکت کنیم هیچ کس متوجه نمی شود که داستان بچه ها چگونه است و همه ما را خانواده پر جمعیتی می دانند حتی با اینکه من جوانتر از آن هستم که نوه داشته باشم کسی کنجکاوی نمی کند

  2. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 30 شهریور 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.