من بیشتر تصور می کنم شما هر دو هنوز هم بچه هستید و عجیب که خود صاحب بچه شدید!
زندگی متفاوت با عروسک بازیست. شما مادر هستید و ایشان پدر. مقداری سعی کنید به خودآیید.
" من توقع داشتم، من توهین کردم،من لج کردم، من دانشگاه رفتم ، من بی محلی کردم " اینها روشهاییست که شما برای جلب محبت همسرتان و کاهش بی اعتنایی او انتخاب کردید!! شیوه خود را درست کنید و بعد بسنجید که همسرتان چه رفتاری را انجام می دهد. من با شادزی موافقم. همسر شما هم ناگزیر لجبازی بچگانه ای کرده و زندگی خود را به مخاطره انداخته. چرا نمی خواهید محبتی که او می خواهد را شما به او بدهید؟! این غرور عجیب شما برای من واقعا حیرت آور است