دوست عزيزم قبلا مطالبتو خونده بودم و اينبارم حرفاي دلتو باز شنيدم راستشو بخواي خيلي دلم درد گرفت از اين اوضاع براي چند ثانيه مات موندم سكووت كردم و از خدا خواستم با تمام وجودم خواستم كه خدا بهت كمك كنه و راهي كه به صلاحت هستو براي انجام بده چون خدا خيلي بزرگه و هر كاري كه ميكنه و هر سرنوشتي كه واسه هر آدمي قرار ميده توش حكمتي داره نميخوام بگم چه كار كني و چه كار نكني فقط ميخوام بكم همونطور كه شجاعت داره اونو حفظ كن و با افتخار قدم بردار و اينو بدون اگه خانواده شوهرت باهات بدم از سر حسودي همينو بس و تنها نكته اي كه دارم اينه كه مهريتو بگير اگه بابت اون حرفمو ميزنه برو پيش يك شيخ ازش بپورس كه آيا با اين شرايط پول اون مهريه خوردن داره يا نه اگه گفت ايرادي نداره با خيال راحت بگير و نگزار اونها به قول معروف به ريشت بخندن و آب از آب واسشون تكون نخوره و اينو بدون كه شوهرت در آينده بعد طلاقت به اشتباهش پي ميبره و اون وقت كه قدرتو ميدونه اما اون موقع كار از كار گذشته و عذابهايي كه به تو داده به سرش مياد اينو بهت قول ميدم
زندگي ادامه داره و تو هم بايد اون در پيش بگيره و تو هنوز جوني و تحصيل كرده و خيلي چيزهاي خوب ديگه كه همه آرزوشو دارن براي آرزوي موفقيت ميكنم دوست خوبم