سلام نجوا
ببین خانم گل، اعتقادات من هم کاملا شبیه همسر شماست. از نظر من هم آنچه با حجاب سعی در استتار و حفظ آنرا داریم، با رقصیدن آشکار خواهد شد. پس با رقصیدن خود فلسفه حجاب زیر سوال می رود. البته اصلا قصد توضیح، القا و جانبداری از عقیده و باوری را ندارم.
اما دوست عزیزم عقیده و باورهای یک شخص است که او را از دیگران متمایز می کند و به او هویت می دهد نه شکل ظاهر فرد. یادم می آید در روزهای اول آشنایی من و همسرم، از او پرسیدم که اگر به یک مهمانی مختلط دعوت شویم، شما چه کار می کنید؟ پاسخش عدم شرکت در مهمانی بود که من را خوشحال کرد. اگر عقیده اش مخالف عقیده من بود، بهتر بود که ادامه نمی دادیم، چون تا آخر زندگی می بایست سر این موضوع کش مکش داشتیم.
نجوای عزیز حالا که شما تصمیم گرفته ای که خود را با اعتقادات همسرت وفق دهی، کامل آنها را قبول کن و برایشان شرط نگذار، چون مشروط کردن رسم قبول هیچ دین و آیینی نیست.
حالا که شما یاعلی گفتی و در این وادی قدم گذاشتی، از همسرت بخواه برایت منابعی معرفی کند که با مطالعه آنها و توجیه شدن درباره علت اعتقادات همسرت، به آنها ایمان بیاوری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)