كيوان جان مطالبتون رو خوندم خيلي كمكم كرد ممنون ميشم توي اين چند مورد هم راهنماييم كنيد:
يكي از علل پايين بودن اعتماد بنفسم محيطي است كه توش بزرگ شدم همه حتي مادرم فكر ميكنن من هنوز همون بچهاي هستم كه بي دست و پا بود و هيچكاري بلد نبود من 21سالمه ولي با من مثل يه بچه 12ساله برخورد ميكنند فكر ميكنند من متوجه دروغها و توهينهاشون نميشم مادرم معمولا نميذاره خودم تصميم بگيرم از احترامي كه براش قايلم سو استفاده ميكنه و مجبور به كارهايي ميكنه كه ميدونه دوست ندارم مثلا چادر سر كردن من چادر رو قبول ندارم چون براي اسلام نيست چون با مانتو پوشش كاملتري دارم ولي مادرم منو مجبور ميكنه تو مهمونيها چادر سرم كنم و...
وقتي در مورد مطلبي حرف ميزنن خيلي خوب ميدونم چي ميگن ولي وقتي بهشون ميگم وانمود ميكنن داشتن چيز ديگري ميگفتن
اين اخلاقشون خيلي آزارم ميده نميدونم چطور اونا رو متوجه اشتباهاشون بكنم بهشون بفهمونم كه بزرگ شدم
نسبت به هيچ كدوم از اطرافيانم هيچ حسي ندارم نميتونم دوستشون داشته باشم يا بهشون از روي علاقه توجه كنم بيشتر وقتها حوصلشون رو ندارم
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)