نقل قول نوشته اصلی توسط shad
نقل قول نوشته اصلی توسط sedmammad

من هم یک جنگل دارم که همیشه سبزه، جنگلبانی هم نداره، هروقت بخوام میرم وسطش، تنها... چه موجودات عجیبیی هستیم ما آدم ها!
محمدعزیز، چه خوب، قدر جنگلتون رو بدونید، میشه بیشتر ازش بگین..


مگه شما جنگل نداری؟...شوخی می کنی، داری نه؟ دوربین مخفیه؟

"وقتي نرگس مرد ، اوريادها - الهه هاي جنگل – به كنار درياچه آمدند كه از يك دريا چه آب شيرين ، به كوزه اي سرشار از اشك هاي شور استحاله يافته بود

اورياد ها گفتند: چرا گريه می کني؟

درياچه جواب داد: من برای نرگس گريه می کنم.

اوريادها گفتند: هيچ جای تعجب نيست٬ چون هرچند که ما پيوسته در بيشه ها به دنبال او بوديم تنها تو بودی که می توانستی از نزديک زيبايی او را تماشا کنی.

آنگاه درياچه پرسيد: مگر نرگس زيبا بود؟

اوريادها شگفت زده پرسيدند: چه کسی بهتر از تو اين را می داند؟ او هر روز در ساحل تو می نشست و به روی تو خم می شد!

درياچه لحظه ای ساکت ماند و سپس گفت: من برای نرگس گريه می کنم٬ اما هرگز متوجه زيبايی او نشده بودم. من برای نرگس گريه می کنم زيرا هر بار که به روی من خم می شد٬ می توانستم در ژرفای چشمانش بازتاب زيبايی خويش را ببينم.
..."
پیروز باشید