سارا جان
من نمي دانم كه به تو چه بگويم جز اينكه از تو بخواهم تمام تاپيكهايي كه مربوط به زندگيم است را بخواني و ببيني كه يك زندگي چقدر پستي و بلندي دارد.
روزي كه به خاطر درخواست كمك به تالار آمدم تاپيك" 12 سال عاشقي با يك مرد بچه دار" را زدم
يادم مي ياد روزي رو كه تاپيكي زدم به اسم " برايت از احساسم بگويم اي بهترينم" در انجمن شخصي و از ناراحتي ها و غصه ها و جداييهام گفتم.
اون روز حال تو را داشتم.
روز ديگري رسيد كه در قسمت اختلاف زن و شوهر تاپيك" نداشتن دل مشترك با همسر" را زدم
امروز اعتراف مي كنم كه از زندگيم و هرآنچه كه دارم راضي هستم و از خدا به خاطر همه اتفاقاتي كه برايم افتاد و هدايتي كه مرا كرد تشكر مي كنم.
خواهش مي كنم تاپيكها را دنبال كن. زندگي ديگران مي تواند به تو اميد دهد و ببيني كه تو هم مي تواني. من خواستم و واقعا توانستم. سخت بود اما محال نبود.
كافيست بخواهي تا مسير زندگي همگام شوي.
اگر همگام نشوي رودخانه زندگي تو را به زور با خود مي برد و ممكن است در اين راه هر آسيبي ببيني پس چه بهتر كه با پاهاي خودت بروي تا بتواني تعادلت را حفظ كني و با پاهاي خودت به آنجايي كه مي خواهي برسي.
خداوند هر لحظه كنار توست و تورا راهنمايي مي كند. ممكن است يا تو به آن اهميت ندهي و يا اينكه صداي خدا را مي شنوي اما دلت مي خواهد كاري كه احساست به تو مي گويد را انجام دهي.