ببین من نگفتم شرایطی رو که گذاشتی خوب نیست و یا یکی از اونها رو حذف کن،حرف من اینه که یک پسر ممکنه همه اونهارو یا نداشته باشه و یا کمرنگ تر داشته باشه
یک مثال میزنم تا قضیه روشن تر بشه مثلا یکی از همکارام که پسر خیلی خوبی هم هست اعتقادش اینه که با زن خوبه که در مسائل زندگی مشورت بشه و فقط خوبه نه بیشتر ولی اونه که باید حرف آخر رو بزنه وگرنه اقتدار مرد از بین میره،ببین در همینجا این پسر داره یکی از شرایط تو رو نقض میکنه(شرط 7) و یا این شرط خیلی کمرنگ تره با اینکه همکارم واقعا زنش رو دوست داره و داره برای زندگیش زحمت میکشه البته من باهاش مخالفم ولی شاید به خاطر محیط مرد سالاریه که بزرگ شده اینطوری یاد گرفته و دست خودش نیست
پس ببین ممکنه یک پسر در عین حال خوب بودن نقایصی رو هم داشته باشه که طرف مقابل بایستی اون رو درک کنه،و این رو هم بدون که همه دخترها آرزو دارن شرایط تو رو در همسر آیندشون ببینن و اگر میگن نه،بدون صد در صد دروغ میگن
پس من میگم از شرایطی که برای خودت گذاشتی کوتاه نیا ولی سعی کن با واقعیتهای زندگی هم خودت رو هماهنگ کنی که اگر یکی از اون اولویتها کمرنگ شد در آینده ضربه نخوری