دوستان ،‌همين بس كه بگم من در حال جدايي از عشقم هستم ، اين جدايي به نفع هردومونه !
ولي من دارم آسيب ميبينم ،‌تحملم كم شده... از تنهايي خسته شدم ،‌هيچ همدمي ندارم كه باهاش دردو دل كنم و سبك شم
دوستاني كه تجربه ي جدايي از عشقشون رو دارن ، حال من رو درك ميكنن
خواهش ميكنم كمكم كنين كه بتونم تحمل كنم
خيلي خستم ، در جدال بين عقل و دلم ،‌عقلم پيروز شد ولي به اين دل شكسته ،‌ زخمي نشسته كه داره شديدا آزارم ميده
كاش ميتونستين با حرفاتون آرومم كنين
خيلي به همدردي نياز دارم