به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 05 [ 19:34]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    بسم رب الشهدا و صدیقین



    امین همیشه بخشی از درآمدش رو کنار می گذاشت تا اگر در مسیرهای ترددش با کودک کاری مواجه بشه، بتونه از اون کودک یک خریدی داشته باشه.

    برای همین همیشه تو کشو لباس هاش، پر از جوراب و فال حافظ بود. امین هر وقت کودک کاری می دید که داره جوراب می فروشه، ازش یه جفت جوراب می خرید، بعد سعی میکرد یه ارتباطی با اون کودک ایجاد کنه. امین باور داشت این کودکان از فقر مالی رنج نمی برند، بلکه از فقر آگاهی و آموزش که بواسطه فقر مادی براشون ایجاد شده رنج می برند. برای همین بعد از خرید اگر موفق می شد با اون کودک ارتباط بگیره، براش سعی می کرد یک نکته یا یه درس زندگی بازگو کنه.
    یه بار یه کودکی جوراب 20 تومنی رو 40 تومان داشت می فروخت، امین رفت کنارش نشست، بهش گفت من قیمت جوراب منطقه دستمه، چرا گرون میفروشی، روزی دست خداست، روزی رو از خدا بجو،
    پسرک جوراب فروش به امین می گه: من هر وقت از خدا هر چی خواستم بهم نداده، چه طور می گی از خدا بخوام؟
    امین: اسم تو چیه؟ نگاه کن من و تو همه این آدمهای اطراف ما رو خدا افریده و بهمون روزی می ده، به یکی کم، به یکی زیاد، همش از سرحکمت خداست، مثل پرنده ای که حواسش به همه جوجه هاش هست. تو ام سعی کن همیشه حواست به شخصی که تو را آفریده باشی، چون آفریدگار چه بخواهی و چه نخواهی حواسش به تو هست.
    ................

    امین سر ماه همه جوراب ها رو جمع می کرد، می گذاشت تو سبد غذایی که با کمک خیرین جمع کرده بودن و به هر خانواده نیازمندی که یک سبد غذایی می دادن، یه جوراب هم میداد. همه خیرین براشون سوال بود که داستان این جوراب هایی که امین می گذاره تو سبد غذایی چیه؟ که امین همیشه می گفت برای دوستامه.

    اگر امین پولی تو جیبش نبود که از کودکان خرید کنه، سعی می کرد به یه لبخند و یا یک سلام چه طوری اکتفا کنه، یا سعی می کرد گونی ضایعاتی رو که کودک جمع کرده و براش خیلی سنگین شده بود رو تا یه مسیری براش حمل کنه.

    می گفت هم به کودک کمک می کنم، هم ورزش می کنم، هم رو نفسم کار می کنم، یوقت هوا برش نداره برای خودم کسی شدم تو محل.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Mvaz تشکرکرده است .

    باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.