
نوشته اصلی توسط
فکور
مادرم این دفعه که بعد پدرم رفته بودم می گفت بابات می گفت باید پول جمع کنم یا وام بگیرم و یه گوشی جدید بخرم این گوشی خراب شده
من نمی دونستم چنین نیازی داره از بس بی توجهم
مادرم می گفت می خواستم بهتون بگم برای تولدش بخرید
ولی عمر پدرم به تولد امسالش نرسید
علاقه مندی ها (Bookmarks)