سلام آی تک
مواردی که نوشتی نشون میده که همسرت گیر افتاده و از هر حیله و حربه ای میخواد استفاده کنه که از این منجلاب خودش رو نجات بده
از اشک تمساح ریختن گرفته تا ابراز علاقه یا حرف زدن پشت سر و حرفهای الکی گفتن تا نشون دادن دلسوزی الکی برای شرایط استخدامی
حالا بقیه اش بسته به نظر خودت هست که بخوای تا کجا پیش بری و چه کار کنی
علاقه که حتما داره بهت، بالاخره آدمها به حضور هم عادت می کنن خصوصا که چیز بدی هم ازت ندیده که بخواد کینه واقعی ازت داشته باشه
منتها الان مهم احساس خودته
نه احساس همسر
به نظر من آدمها عوض نمیشن و اگر خواستی برگردی به این فکر کن که دقیقا با همون مرد طرف هستی اگه مایلی با همون خصوصیات بپذیری و ادامه بدی، بحث دیگه ای هست
شاید زنان زیادی در طول تاریخ به شرایط بدتر از این هم تن داده باشند (که خوب البته من فکر می کنم اونها احتمالا جایی و رویی برای رفتن نداشتن)
بحث هزینه فایده هستش
ببین هزینه های موندن چقدره هزینه های رفتن
فایده های هر کدوم
منظورم هزینه فایده مادی نیست هزینه فایده از هر نظر
البته نظر شخصی من برای خودم مشخصه ولی نظر شخصی شما ممکنه متفاوت باشه
از نظر من هر چیزی که برای تصمیم گیری میخوای در نظز بگیری رو در نظر بگیر به جز اینکه احساس اون نسبت بهت چیه و اینکه ذهنت رو درگیر کنی که دوستت داره یا نه
واقعا به نظرم تو این مرحله هیچ اهمیتی نداره که علاقه ای بهت داره یا نداره








علاقه مندی ها (Bookmarks)