ممنون الهه زیبایی ها
منم همین برداشت رو داشتم از حرکتش که میخواد قضیه رو به خوبی جمع کنه.
چند تا دروغ ریز هم دیدم، کاملا مشخص بود چون میخواد من ناراحت نشم با دروغ ریز جمع کرد که من این حرکتشو تا حدی میپسندم.
کلا شوهرم به خاطر شغلش هم خیلی آدم با سیاستی هست.
در مورد کادو هم حق با شماست.
چون چند روز قبلش یه چیز کوچیک برام خریده بود، منم دیگه بیخیال شدم.
تحمل شرمندگیش رو نداشتم و گفت همون کادو روز زن منه و مهم اینه که من دوس دارم و ....
برای اون مورد هم بالاخره راضیش کردم برم دکتر.
ممنون.
از پستتون خیلی حس خوبی گرفتم.
ممنون مینا جان
بله تو خونشون یکریز صحبت این و اون و غیبت و ....
همیشه شوهرم بهشون تذکر میده که عیبه و .....
اینکه در مورد من، به شوهرم چیزی میگن رو مطمئنم ولی تاحالا نشده شوهرم بابت اون موضوع اذیتم کنه و عصبیم کنه.
چون تو چیزای بزرگتر به فرهنگ من احترام میزاره، منم سر چیزای کوچیک کوتاه میام و دامن نمیزنم.
مثلا تو خونشون اینکه زن و شوهر کنار هم بشینن حرامه، حرف بزنن زیاد باهم و بخندن و دستشون به هم بخوره حرامه.
ولی شوهرم بهم چیزی نمیگه، البته منم آدم جلفی نیستم اصلا.
مثلا رو پله خونشون وقتی میخوام کفشمو دربیارم یه جور سخته که حتما باید دست شوهرمو بگیرم که نیفتم. این کار از نظر اونا زشته.
حتی شده لباسی بپوشم که باب میل خانوادش نباشه ولی خودش میگه راحت باش.
البته نه که بیحجابی کنما.
مثلا تونیک و شلوار بپوشم با روسری. قسمت تونیکش باب میلشون نیست.
مادرشوهرم به تندزبانی معروفه و همه چیزو از دهن دیگری تعریف میکنه و به دروغ.
منظورم اینه حرف خودشو به دروغ میزاره دهن کسی دیگه و به من میگه که منو ناراحت کنه.
کاش میتونستم مثال بزنم ولی دیگه زیادی زندگیم میاد رو نت.
ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)