به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #1
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array

    خیانت و هرزگی

    سلام روز خوش
    ما با قوام داخل یک ساختمان میشینیم
    یکی از اقوام که یک شوهر درجه یک از نظر من داره و آنقدر به خانمش میرسه من چند مورد از ایشون دیدم که ایشون چشم هرزشون به پسر منه
    خونه مامانم میاد اولین چیز که میپرسه اینکه پسر من کجاست
    جاکلیدی این خانوم شکل قلب داره این خانوم همیشه کلید پیش خودشون نگه میدارن یا یه جایی نمیندازن اون روز که رنگ لباس پسرم همرنگ قلب بود اومد جاکلیدیشو گذاشت جلو من
    یا میبینه پسر من چی پوشیده میره عین رنگ لباس پسر من میپوشه و میاد جلو من و مادرم
    تو خانواده ما رنگ بنفش یه رسمه که رنگ خیانت و هرزگی و این خانوم چند وقت رفته با اینکه این مورد میدونه یه لباس گرفته این رنگی
    قرار بود تو آرایشگاه با هم بریم ساعت 10 و من گفتم تنها میرم ساعت 12 نیم رفتم دیدم این خانوم هیچ کاری نکرده و منتظر بوده تا من برسم با لباس بنفش یقه اسکی شنیون کرده
    این خانوم همیشه حلقش فقط دستش بود از روزی که چشش به پسر منه یک حلقه هم میندازه دست راستشون انگشت وسط
    مهمونی بودیم من به یک دختره گفتم عروسم بیا ازت عکس بگیرم و این خانوم بلافاصله بعدش گفت بیا از منم عکس بگیر
    آنقدرم این زن هوچیه که خدا میدونه
    منم سعی کردم باهاش سنگین باشم اومد به مامانم گفت این قهر با من و آنقدر هوچی بازی گریه که من گفتم تو عددی نیستی
    الانم قهرم و خیلی سنگینم باهاش
    مامانم بجای اینکه یکی بزنه تو دهن ایشون با من قهر کرده
    چه باید کرد
    منم اوضاع مالیم خوب نیست که از این ساختمون الان برمو البته شرایطم
    تا حالا بجز احترام از من و مامانم چیزی ندیده بود
    من الان دلم برای چند تا چیز میسوزه بیچاره اقواممون که گیره این افتاده و چطوری میخواد از این بچه دار بشه این صلاحیت مادر شدن رو نداره
    یکیم برای پسرم نگرانم البته الان نه 13 14 سالگیش
    ویرایش توسط خادم رضا : سه شنبه 02 دی 99 در ساعت 14:41

  2. کاربر روبرو از پست مفید خادم رضا تشکرکرده است .

    Asal_ind (سه شنبه 09 دی 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.