به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    من و همسرم دیشب موقع غروب برای پیاده روی بیرون رفتیم و همسرم گفت موقع برگشت ماست و شیر هم بگیریم. خلاصه ما بیرون رفتیم و همسرم شروع کرد بجز ماست و شیر تمام چیزهایی که توی خونه لازم بود رو خرید. میوه و ... ماشین هم نبرده بودیم. من همونجا بهش گفتم بذار یه روز دیگه با ماشین که اومدی میخری. ولی قبول نکرد و کلی خرید کرد و چندتاش رو هم من گرفتم. راستش از این قضیه ناراحت شدم و همونجا هم بهش گفتم که مجبور نیستی همه چیز بگیری وقتی پیاده هستیم. و گفتم اذیت می شیم تا خونه پیاده بریم با این وسایل واقعا دستمون درد میگیره. ولی به حرفم گوش نکرد و گفت من بیکار نیستم تند تند بیام بیرون خرید. خلاصه من توی خودم رفتم و موقع برگشت زیاد حرف نزدم. مچ دستم هم از برداشتن بار واقعا درد گرفت و حتی امروزم درد می کنه. وقتی رسیدیم خونه بمن گفت چیه؟ چته؟ اخم کردی. من گفتم بخاطر این ناراحتم که قرار بود ما پیاده روی کنیم و هوا بخوریم. ولی هردومون اذیت شدیم. من بهت گفتم وسایل نخر فعلا تو گوش نکردی. اینارو که گفتم عصبانی شد و گفت "تو دیگه غلط می کنی با من بیای بیرون اصلا دیگه باهات بیرون نمیام. بیشعور و نفهم الاغ . . . من گفتم برای چی فحش می دی مگه چی گفتم. گفتی چرا ناراحتی منم دلیلشو گفتم. بعد هر کدوم تنهایی چیزی خوریم و بعد از اون هم با عصبانیت و داد و هوار بمن گفت بیا اینجا بشین ببینم تکلیفمو باهات روشن کنم. یا طلاقت میدم یا تکلیفمو باهات روشن کنم. منم گفتم چی میخوای بشنوی مگه من دلیل ناراحتیمو نگفتم. حالا هم ول کن دیگه. و بعد رفتم بخوابم. به طرف من اومد و دو دستش رو گذاشت روی سر من و دوباره شروع کرد به فحش کاری (خاک بر سرت گ .... بیشعور و .... ) و گفت که هرچی بهت بگم حقته. یه لیوان هم کوبید به دیوار و شکست. منم هیچی نگفتم و خوابیدم. اون هم رفت خوابید.

    حالا شما بفرمایید کجای کار من ایراد داشت و بهتر بود چطوری برخورد می کردم. چون خودم واقعا عقلم بجایی قد نمیده.

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (سه شنبه 21 مرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.