به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام دوستان
    خیلی احساس تنهایی میکنم و جایی جز همدردی و کسی جز شما رو برای دردودل ندارم.
    این وروجک رو تازه خوابوندم ، کاشکی الان مامانم میومد منو تاب می داد تا منم بخوابم، نوبتی هم که باشه نوبت منه.
    این قرنطینه واسه من شده عین زندان، حتی از در آپارتمان هم نمیتونم برم بیرون چه برسه تا سرکوچه . همسرم هم که شب میاد خونه سرش توی اخبار گوشی و بورس و... هست.
    توی این شرایط تلویزیونم نمیتونم زیاد روشن کنم چون بچه کوچیکه و خیلییییی جذب تلویزیون میشه و براش ضرر داره. اما وقتی خیلی بهم ریخته ام چاره ای ندارم و براش میزنم.
    وقتی هم خوابه تا بخوام یکم به کارهام برسم بیدار میشه . جدیدا هم من بین روز سخت میخوابم.
    دلم گریه میخواد...
    سلام.
    من مادر نشدم ، ولی خواهر و عروسهامون رو دیدم و میدونم بچه داری چقدر سخته.

    به نظر میاد خیلی خسته شدین.
    اگر امکانش هست با شوهرتون صحبت کنید و بگید ساعتایی که خونس، یکی دو ساعتی بچه رو نگه داره تا شما بتونید استراحت کنید یا روزهای تعطیل، بیشتر مواظب بچه باشه و شما بتونید یکی دو ساعتی برید بیرون.

    این حس غم و تنهایی احتمالا ناشی از خستگیه. یه استراحت حسابی و یه خواب دلچسب، میتونه رفرش کنه حالتون رو.

    امیدوارم به زودی بهتر بشید.

    .................................................. ........................................

    منم الان حس اون جهنمیا رو دارم که میگن ما رو به دنیا برگردون که ادم شیم. ):

    استاد کلی وقت داده بود برای یه سری تکالیف، من هی پشت گوش انداختم (البته با حمل استرس و فکرش). فردا اخرین مهلته و من تازه سه روزه دست به کار شدم و بل نسبت مثل ... دارم کار میکنم ولی نمیرسم تمومش کنم و حالا بغضم گرفته و دلم میخواد کاش دو روزدیگه هم وقت داشتم.

    یعنی نمیدونم چرا این چند سال اخیر این مدلی شده ام.
    قبلاها قورباغمو سریع قورت میدادم.

    نمیدونم چیکار کنم این دقیقه نود بودنم رو از بین ببرم.

    کاش یه معجزه ای بشه بیشتر وقت بده.


  2. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.