سلام، مطالعه و تفکر در داستان حضرت یوسف ع، خیلی براتون می تونه مفید باشه، در پایان مختصری می نویسم.
منظورم این هست که ما آدم ها تا ابد، خودمون تنها هستیم، حتی زمانی که انسان نزد خداوند در روز عز در جواب الست بربکم، گفت "بله" و در نهایت این زندگی نیز به تنهایی در قبر گذاشته میشه و در آخرت هم به تنهایی محشور خواهد شد.
در این بین خداوند برای انسان در این دنیا، همسر، فرزند، خانواده، دوست ، همکار و غیره قرار داده. یعنی یک انسان تک و تنها که به اندازه لازم نه بیشتر می تونه از امکانات این دنیا بهره مند بشه.
ازدواج هم همین هست، یک امکان زمینی برای انسان که بتونه از یکسری چیزها بهره مند بشه ( البتهبرای بعضی هم به حکمت خدا از یک سری چیز ها ممکنه محروم بشه) ازدواج یک هدف زمینی و موقتی هست و رشد و تعالی انسانی و لقا خداوند یک هدف اخروی و پایدار.
حالا ما باید باهوش باشیم و به هدف قوی تر و پر امتیاز تر بیاندیشیم.
تمرکز بر روی ازدواج که یک هدف ناپایدار هست ما رو در حالت سکون نگه میداره. از طرف دیگر قابل اتکا نیست. مثال:
یک نفر هدفش خرید ماشین شاسی بلند هست، شب و روز بهش فکر میکنه و روش تمرکز می کنه، بالاخره بهش میرسه، ولی تو روز اول یک تصادف سخت می کنه و ماشین نابود میشه،
حالا طرف زندگی اشت نابود میشه، احتمالا شنیدین که میگن ( بدبخت شدم رفت، به خاک سیاه نشستم و ........) مشکل کجاست ؟ چون بر روی یه هدف سست تکیه کرده بود با نابودی هدفش خودشم نابود شد، تازه زندگی قبل خرید ماشینش هم که نابود شده بود اینقدر متمرکز رو خرید ماشین بود.
ما بهتره بر روی هدفی تمرکز کنیم و به بیان بهتر وابسته به چیزی باشیم که نابود نشدنی باشه، یعنی " خدا ". چه ماشین شاسی بلند داشته باشیم یا نه، چه ازدواج کنیم یا نه، باید هدفمون خدا باشد.
تمرکز زدایی از ازدواج یعنی همینا، ازدواج خوبه، ولی همه چیز نیست، اگر محقق شد، که میگیم خدا رو شکر، اگر هم نشد، میگیم خدایا راضیم به رضایت و بازم شکر.









علاقه مندی ها (Bookmarks)