سلام خانم ثمین
ببینید من از دید یه آقا یه موضوع نگاه می کنم
واقعیت اینه که همسر شما شرایطشون رو پیش از ازدواج به شما گفته بودند. من از حرفهای شما متوجه نشدم که ایشون اصلا در مورد عدم حضور شما در اون مدت ۱۴ روز در منزل خودتون و حضور در منزل خانواده تون چه نظری دارن؟ آیا اصلا موافقن؟ ایا مخالفن یا بخاطر شما پذیرفتن؟
ببینید من از دید خودم میگم من هیچوقت حاضر نمیشم حتی اگر نیمی از ماه رو خونه نباشم تمام مدت همسرم بره منزل والدینش. البته باید ببینید نظر همسرتون چیه اما از نظر من این یعنی عملا زندگی چارچوب و حریم خودش رو از دست میده.
شما باید سعی کنید برای عدم حضور همسرتون برنامه ریزی کنید. البته من خودم فرزند کوچک دارم و میفهمم برنامه ریزی مادر با فرزند در این سن خیلی خیلی سخته. اما نشدنی نیست. فعلا تا وقتی کمی بزرگتر بشه برای خودتون در منزل مشغولیت ایجاد کنید. چیزی که ازش لذت ببرید.
اگر خانواده همسرتون با شما همکاری کنن در حد اینکه بتونید مثلا یه روز در هفته بچه رو پیش اونها بذارید و در اختیار خودتون باشید خیلی خوبه. اینجوری احساس بطالت نمیکنید.
ولی این نمیشه که خانواده همسرتون کمکی نکنن از اون طرف همسرتون هم نذاره شما پرستار بگیرید. به هر حال باید با شما همکاری کنن در این زمینه.
یه مطلب اخر رو هم بگم که صرفا حدسه و شاید درست نباشه. بیشتر به رابطه همسرتون و مادرتون برمیگرده.
ببینید یه چیزهایی هست که ممکنه از دید دختر و خانواده اش لطف باشه ولی از دید پسر نه تنها لطف نیست بلکه ببخشید یه جور دخالته.
من هم همسرم بعد از بارداری مدتی منزل مادرش بود و مدتی هم مادرش منزل ما. وقتی من احساس میکنم که این زمان حضور از حد لزوم بیشتر میشه و همسرم هم خودش از پس کارهای خودش برمیاد و از طرفی میفهمم مادر همسرم ادمیه که ذاتا دوست داره به هر بهانه ای شده پیش دخترش باشه یا دخترش پیشش باشه راستش من اسم این حضور رو لطف نمیذارم. و مشابه همسر شما تشکری هم اگر بکنم از سر اکراهه!
نمیدونم حدسم درسته یا نه. اگر نادرسته که ببخشید. اگر هم به نظرتون درست میاد بهش فکر کنید. سعی کنید خانواده خودتون و خصوصا مادرتون رو بدون عینک فرزندی ببینید!








علاقه مندی ها (Bookmarks)