خیلی تاکید دارم روی این مورد از پست امین:
گذر زمان خیلی از حساسبتهای ما رو کم میکنه. حتما خودتم تجربه کردی، اگه تونستی یکیشو بگو.تعارفات و حساسیتهایی براش بی اهمیته که برای سن و سال ما هنوز خیلی مهمه
در مورد خودم:از 18 تا 4 سال پیش از کوله پشتی استفاده نمیکردم چون فکر میکردم مال بچه هاست ولی الان اینطوری فکر نمیکنم و هرروز ازش استفاده میکنم.
این که صبوری خیلی خوبه ولی سعی کن بی تفاوت بشی بهش نه اینکه بریزی تو خودت.در ظاهر مثل بچه آدم میشینم غذامو میخورم حرف میزنم احترام میزارم و غر نمیزنم .
یه آزمایش کوچیک انجام بده. یه بار وقتی که خودت تنهایی روشای پدرتو برای غذا خوردن امتحان کن؛ اونوقت خودت تعجب میکنی که چقدر عادی به نظر میاد!! این شاید یه مقدار کمکت کنه که اونقدرام فاجعه نیست. اینکارو حتما انجام بده و نتیجشو بنویس. در حد یه میوه!
برای بی تفاوت بودنه اون لحظه ای که داره میره رو اعصابت ذهنتو منحرف کن یعنی به صدا فکر نکن. به خوبیای پدرت فکر کن، به اینکه این صدا عادیه، مدام با خودت تکرار کن این صدا عادیه، فوق العاده عادیه، به اینکه قبلا آزمایش کردی و چیز عجیبی نیست.... به غذا خوردن خودت تمرکز کن، به مزه ی غذاها، سعی کن هر مزه ای که حس کردی یه خاطره ای رو به یاد بیاری و به اون فکر کنی و کم کم دور بشی از سر سفره








علاقه مندی ها (Bookmarks)