RE: بالاخره هرچی دلم خواست بهش گفتم و دلم خنک شد
سلام عزیز دلم من فکر نمی کنم مردسی وجود داشته باشه که مثل شوهر من به مامانش وابسته باشه و از اون بدتر مامانی مثل مادر شوهر من حسسسسسسسسسسسااااااااااااا اسسسسسسسسسسسسسسس باشن ! ولی باور کن من با هردوی این قضایا خیلی راحت کنار اومدم چون میدونم داشتن یه شوهر مهربون و سر براه و اهل خانواده و بچه دوست به خیلی چیز ها می ارزه. مطمئن باش اگه همه کره زمین رو هم میگشتی کسی رو پیدا نمی کردی که کاملاً مثل تو وخونوادت باشن حتی تو یه خونواده هم اخلاق ها با هم فرق میکنن ! پس عوض دیدن رفتار های بد شوهرت رفتار های خوبش رو ببین اونوقت میبینی چه راحت داره به حرفات گوش میکنه و برات احترام قائل میشه . راستی اینکه گفتی بعد یه سال ازش بدم اومده ! این احساس میتونه تو وجود خیلی ها بعد از ازدواج به وجود بیاد یعنی ما ادما تا چیزی رو به دست میاریم برامون تکراری میشه و دیگه ارزش اولش رو نداره ولی اگه سعی کنی هر چند وقت اون حس قشنگ روز های اول تو خودت بیدار کنی مطمئن باش زندگیت واست خیلی قشنگ میشه.
خدایا بی پناهم به جز تو کس نخواهم ....اگر عشقت گناه است ببین غرقه ی گناهم!
علاقه مندی ها (Bookmarks)