واقعا ممنونم شاد عزیز....میدونید من خیلی سعی کردم در کنارشون باشم همین امروز ناهار بعد از 2سال سه تایی با هم بودیم خودم رو هم خیلی کنترل کردم ولی وقتی رسیدم خونه 2تا پروفن خوردم از سر درد شدیدی که گرفتم از کارایی که میکرد حرص می خوردم ولی همش لبخند زدم و گفتم خوشحالم بعده مدت طولانی کنار همیم.باز هم چشم بیشتر سعی میکنم....مشاور 1ماه به 1ماه وقت میده و منهم عجله دارم خیلی سر در گم موندم هیچ راهی ندارم همش به رضایت پدرم بستگی داره.بعضی وقت ها نگام میکنه ازش میپرسم به چی نگاه میکنی..میگه ارزوهام..چهارشنبه تولدمه به خدا شبا از گریه خوابم میبره همیشه یه اتفاق بدی تولدم افتاده تنم میلرزه از ترس امسال........واقعا خستم!!!!!!!!!!!تمام این رفتارا و کلافگی هام توی رابطه رضا تاثیر گذاشته از اون طرف هم دارم خراب میشم از این طرف هم تو فشارم....خستم