به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array

    کمک به دختر 14 ساله ای که پدرومادرش آستانه طلاق اند

    دوستان سلام

    مشکلم همین عنوان تاپیکم......
    برادرزاده ام 14 ساله است.و مادرش تقریبا یک هفته است از خونه رفته و تقاضای طلاق توافقی کرده
    برادرم همین ی دختر رو داره....که اومدن پیش ما می مونن.....
    و متاسفانه برعکس دوران کودکیش رابطه خوبی هم با پدرش نداره.....طوری که شبها میگه پیش عمه می خوابم....چون دلش نمی خواد پیش پدرش بمونه...جسته و گریخته احساساتش و خالی میکنه ولی درونش طوفانیه.....می خوام بگم همه چی رو میریزه تو خودش....رابطش با ما خوبه.....اما نه اون طوری که کفایت کنه.......دیشب برادرم می گفت تو گوگل سرچ میکرده راهههای خودکشی...خیلی اعصابم ریخت بهم .....از طرفی به منم می گفت من گریه نمیکنم چون اون وقت بقیه میگن ضعیفه!!!! کلا به خاطر تربیت غلط و زندگی
    مشکل دار پدرمادرش بچه سالمی بار نیومده.....به درس خوندن
    اصلا علاقه نداره.....همین الان چندتا تجدیدی اورده.....که حتی نمیدونیم کی باید بره امتحان بده ......هیچ دوستی نداره......مهر طلبه....بذای اینکه باهاش دوست بمونن باج میده
    ارتباطش با معلم هاشم صفره......تاحالا چندتا مدرسه عوض کرده......یکم ارتباطش با خواهرزادم خوبه....فکر کنم تنها دوستشه.....

    من می خوام اروومش کنم ولی حرفهای امیدوار کننده نمیتونم بزنم تو شرایطی که میدونم امیدی نیست
    می خوام تا جای ممکن اسیب کمتری ببینه ولی نمیدونم چه طوری
    به حرفاش گوش میدم.....میگم من پیشت هستم باهم که باشیم
    راحتتر میگذره.....در جواب میگه من تنهاییم میتونم ....ی بغضی توصداش هست....که خنده های خیلی مصنوعی و زورکی میکنه.....و نمیدونم چی کاربکنم خوبه

    امروز میبرمش بیرون... میدونم از گشت و گذار خوشش میاد...

    البته یکی رو هم می خوام خودمو اروم کنه
    با توجه به اینکه درحال اشنایی با ی اقایی هم هستم فکرم خیلی مشغوله
    کلا فضای خونه از حال طبیعی دراومده.....نگرانی از اینکه
    نکنه پی گرفتن حق وحقوق از اموال پدرم چیزی بره....چون برادرم خودش مال و منالی نداره....مسایلی میش اومده که هیچ اطلاعاتی ازش نداریم.

    در جه صورتی میشه از اموال پدرشوهر زن چیزی ببره؟؟؟؟

    بجه ها من منتظرم لطفا به من. بگید من چی کار کنم
    از اینکه حوصله کردید و خوندید متشکرم

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : پنجشنبه 01 شهریور 97 در ساعت 06:19

  2. 2 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    شیدا. (پنجشنبه 01 شهریور 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.