سلام.حقیقتش خانوادم تا الان پشتم بودن و نمیدونم موقع اقدام جدی برای طلاق نظرشون هم همینه یا نه.ان شاالله که بتونم تصمیم درست بگیرم و محکم باشم.به شوهرم قبلا وابستگی زیادی داشتم چون قبل از ازدواج خیلی بهش علاقه داشتم و با اصرارهای من خانوادم راضی شدن که باهاش ازدواج کنم.ولی خب هر چی منطقی تر فکر میکنم این فکر تو ذهنم میاد که من هیچ آینده خوبی نمیتونم باهاش داشته باشم.مساله م رو اینجا مطرح کردم که شاید دوستان دیگر هم نظرات متفاوت و خوبی داشته باشن که تا اینجا خدا رو شکر راهنمایی های زیادی کردند و باعث شدن بیشتر فکر کنم.
احساس وابستگی کمی دارم ولی تا که ذهنم میخواد به یاد خاطرات خوبمون که البته خیلی کم بود بیفته فکر و ذهنم رو منحرف میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)