با اجازه خانم سحر 66 من اینجا پاسخ خانم عشق آفرین رو میدم.
سلام از ماست.
همین اول بگم که من اونقدرها هم روحیه هنری ادبی ندارم راستش و حتی شاید درک هنری خیلی خوبی هم از هنرهایی غیر از موسیقی و رقص و سینما نداشته باشم. مخصوصا از نقاشی های با سبکهای خاص که تو حدود 200 سال اخیر از دنیای فلسفه به دنیای هنر نقاشی وارد شدن درک زیادی ندارم.
1-به ندرت پیش اومده از نمایشگاهی دیدن کنم. شاید دو بار در طول زندگیم ولی خب از نقاشیهایی که در بعضی موزه های داخلی نمایش داده میشن گهگاه بازدید کردم
نقاشیهایی که اسم بردین رو رفتم تو گوگل دیدم و نظرم در موردشون:
Thatched Cottages at Cordeville:از دیدنش حس یه خاطرجمعی کاذب و خطرناک بهم دست میدهیعنی یه زندگی آروم و بی دغدغه برای مردمی که در اون محل زندگی میکنن در حالیکه خبر ندارن آسمون بالا سرشون در حال شروع خشمه.
The Yellow Log:از دیدنش این پیام به ذهنم میرسه که اگر فردی با هنرها و ارزشهای خیلی خاص در یه جمع معمولی و بی هنر سری بلند کنه و خودش رو مطرح کنه عاقبت کارش فرو افتادن و از بین رفتن و حذف شدنه و هر مجلسی جای نمایان کردن هنر نیست و نباید بین افراد کوتاه قد خیلی سر بلند کنیم و بدرخشیم.
Man with a Pipe:چه جالب! با سرچ این اسم به چندین نقاشی مختلف با سبکهای مختلف(اغلب سورئالیستی) برخوردم برای همین نمیدونم منظورتون کدومشون بوده تا بخوام توضیحی بدم. معلومه سوژه جذابی برای نقاش های تاریخ بوده این آقای پیپ کش
2-خیر اون اپرا رو ندیدم متاسفانه.
به نظر من جنگی بین خوب و بد در درون انسان رخ نمیده. انسان هر عملی رو که در لحظه انجام میده اون رو خوب میدونسته که انجام داده حالا چه در نظر بقیه افراد هم خوب دونسته بشه و چه نه! اگر بین انجام یا انجام ندادن عملی تردید داشته باشیم برای این هست که تردید داریم اون عمل خوب هست یا خیر. توضیحش خیلی حوصله و مجال میخواد که این تالار نداره متاسفانه.
در جواب قسمت دوم سوالتون باید بگم عملی رو که فرد در لحظه انجامش خوب تشخیص داده ممکن هست که با حقوق دیگران هم تداخل داشته باشه و در جامعه جرم به حساب بیاد. کما اینکه اگر مرتکب اون جرم رو دستگیر کنن و بعد از تفهیم جرم شروع به بازجویی کنن در لحظه بازجویی بگه کار من وسوسه شیطانی بوده(خوب نبوده) اما این اعتراف اگر واقعی هم باشه در لحظه بازجویی در ذهن مجرم شکل گرفته و کارش رو دیگه خوب نمیدونه. در لحظه عمل این فکر رو نداشته. پس این جنگ هرگز ایجاد نمیشه.
پس اون لحظه رعب اور وجود نداره و هیچ شیطانی هم هیچ تیری پرتاب نکرده و نمیکنه.
3-ما تنها دلیلی که در این دنیا حضور داریم همون دلیلی هست که یه سوسک یا یه اسب در این دنیا حضور داره. و اون اینکه اجداد ما به هر دلیلی عقیم نبودن و توانایی انتقال ژنها و دیگر لوازم ایجاد حیات رو به نسلهای بعدشون داشتن. ما هم وظیفه ای که طبیعت ما رو براش مهیا کرده انتقال ژن ها و دیگر لوازم ادامه نسلمون به نسلهای بعدیمون هست. ما قراره در زندگی چی کار کنیم ؟ ما باید فقط از این چند سال زندگیمون لذت ببریم ولی این لذت رو باید به شکل مستدام فراهم کنیم و نباید بذاریم باعث دردسر خودمون و یا جامعه خاصی که توش قرار داریم بشه چون در این صورت، عاقبتش نقض غرض هست.
4-زیاد متوجه این سوالتون نشدم. ولی تا اونجایی که متوجه شدم جوابم اینه که این جهان حق کسی رو نمیده و کسی رو پاداش و مجازات نمیکنه. این جامعه و قانون جاری در جامعه و هنجارهای اون جامعه هست که اگر مجرمی رو گرفتار کردن مجازات میکنن. مثلا همون عمل تجاوز در کشور ما چنین مجازات سنگینی داره در حالیکه در کشورهای متمدن و آزاد دنیا اصلا مجازات اینقدر سنگین نداره و فقط اگر با قتل همراه باشه در بعضی کشورها مجازات مرگ داره و بدون قتل و آسیبهای دیگر فیزیکی مجازاتش معمولا فقط مدت کوتاهی زندان هست و حتی باعث ایجاد عدم صلاحیت برای پستهای سیاسی در افراد نمیشه. اما در کشور ما یه پسربچه 18 ساله رو چند سال قبل در مشهد بخاطر همین جرم کشیدند بالای دار.
ممنون از حضور شما![]()








یعنی یه زندگی آروم و بی دغدغه برای مردمی که در اون محل زندگی میکنن در حالیکه خبر ندارن آسمون بالا سرشون در حال شروع خشمه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)