سلام شیدای عزیز ،
اول که شما درست می فرمایید .با این بلاها که سر من اومده فیل هم بود الان از پا درآمده بود. ببینید من از اول هم متوجه وظایف زن و شوهر و قوانین بودم . اینجوری نبود که من بدوم امتیاز جمع کنم که یکی بیاد منو بگیره. منکه نمی تونستم بشینم توی خونه دست رو دست بزارم که یکی بیاد مثلا برام خونه تهیه کنه یا مثلا منو ببره خارج . چلاق که نبودم . درس خونده بودم که کار کنم . کار کنم که محتاج کسی نباشم. موضوع جذابیت هم واقعا از نظر دیگران من جذاب بودم ظاهری. عکس مدلینگ هم برای خودم بود نه کار. ببینید متاسفانه جامعه ما دچار تهاجم فرهنگی شدید شده و گرنه به نظر من مادربزرگ های ما به مراتب زندگی های بهتر و با آرامش بیشتری داشتند. در کشوری که من بودم پر بود از زن هایی که با وجود کار و شغل پردرآمد و زیبایی کسی رو پیدا نکردن بتونن تشکیل خانواده بدهند و میرفتن از بانک اسپرم باردار میشدند و اینجوری زندگی میکردند. البته تحقیقات نشون داده بود که این بچه ها در نوجوانی به شدت دچار مشکلات روحی روانی میشدند .
خب توی این شرایط .... واقعا آدمی که حداقل خود ازدواج رو می پذیره آدم رو هیجان زده میکنه.