با یکی از دوستای صمیمی و قدیمی از زمان مجردی رابطه داشتیم و بعد از ازدواج هم با هم رابطه داریم ، و این ارتباط باعث دوستی همسرانمون هم شده
ما زیاد باهم رفت و آمد داریم و حتی مسافرت هم چند بار رفتیم
چندوقتی هست که احساسم به خانم دوستم عوض شده ، مدام بهش فکر میکنم و شدیدا دوسش دارم و همیشه دنبال راهی بودم که بتونم بهش بفهمونم و باهاش رابطه داشته باشم
اما قلبا و واقعا نمیخوام این اتفاق بی افته ، هم چون نمیخوام به خانمم خیانت کنم و هم به رفیقم که مث دادشم میمونه چندبار هم تصمیم گرفتم رفت و امد رو کم و قطع کنم اما نمیشه هر سه نفر اصرار میکنن مثلا بریم بیرون و منم بدمم نمیاد دو سه ساعتی رو باهاش باشم و همیشه نظرم عوض میشه و موافقت میکنم اما عذاب وجدان داره روانیم میکنه
برا همین به خانمش پیام دادم و گفتم من دارم بهت علاقه مند میشم و حس میکنم دوستت دارم و میترسم این حس تبدیل به خیانت و نامردی بشه برای همین میخوام رفت و آمد رو کم کنم
لطفا کمک کن رابطه رو کم کنیم و اگر از طرف ما خانمم اصرار کرد تو مخالفت کن و اگخ هم همسر شما (دوستم ) پیشنهاد داد من مخالفت میکنم
و توضیح دادم که نمیخوام به رفقیم و زنم نامردی کنم
ایشون جواب داد برات متاسفم و دیگه به ما نه زنگ بزن نه پیام بده
منم گفتم اوکی دقیقا همینو میخوام
الان مدام نگرانم این موضوع رو با همسرم یا همسرش درمیون بذاره
و بعضی وقتا هم بازم دلم میخواد ببینمش و دلم براش تنگ شده و به فکر پیشنهاد ی مسافرت می افتم
الان 5 روز میشه که بهش موضوع رو گفتم
چکار کنم کلا از فکرش بیام بیرون کمک کنید لطفا








علاقه مندی ها (Bookmarks)