سلام
من هم امروز پرم از انرژی منفی و سردرد
توی محل کارم برای احداث یک بخش همه همکاران موافق بودن همشون به جز یک نفر که البته اصلا نظری ازش پرسیده نشده بود
تابستان همه مرخصی بودن و رییس دانشکده هم داشت بودجه تجهیزات رو خرج می کرد من هم برای اینکه سر گروه بی کلاه نمونه فاکتور گرفتم برای تجهیزاتی که برای احداث اون بخش نیاز بود و حتی فرد مربوطه آمد و قرارداد بست و رفت
رییس دانشکده عوض شد و مکان احداث رو تغییر داد و تجهیزات کمی تغییر کرد
امروز توی جلسه مطرح شد و همه اعضای گروه به جز من و یک نفر دیگه با این موضوع و کلا با احداث اون بخش مخالفت کردند
در حالیکه همشون موافق بودن و تازه اینکه می گفتن چرا بدون نظر ما میخواستید راه اندازی کنید
بماند که به تک تکشون ثابت کردم که یه روزی موافق بودن و الان حق طلبکار بودن ندارن
ولی در کل خیلی ناراحتم آخر جلسه هم بهشون گفتم گروه ما تشکیل شده از یک عده افراد منافق که خارج از این اتاق نظر دیگه ای دارن و داخل این اتاق نظرشون عوض میشه
از طرفی می گفتن که از حرف من ناراحتن و از طرفی هم به من راهکار میدادن که به جای احداث این بخش مثلا فلان کارو بکنیم
من کاری به عدم احداث اون مکان ندارم ولی دلگیرم از عدم ثبات فکری و بدتر از اون از طلبکار بودن یک عده
چرا برخی افراد پای حرفی که میزنن و پای خواسته خودشون نمی ایستند و با یک نسیم مخالف نظرشون عوض میشه و ...
خوب البته نوبت من هم میرسه
شاید حرفهای من به نظر شما بی اهمیت بیاد ولی ذهن من خیلی درگیره
من هم قطعا استراتژی هایی باید در نظر بگیرم
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)