به نظرم هر دو طرف در بوجود آمدن ااین وضعیت سهم دارید.
همسر شما نمی دونه چطور باید با خانمش رفتار کنه و به نیازهای روحی و عاطفی شما بی توجه است.
شما هم باید وضعیت روحی و مشکلات آقایان در خارج از خانه رو درنظر بگیرید. اینطور که فهمیدم شغل ایشون باید سخت باشه. شما باید یه مقدار کم توقع ترباشید و یه مقدار هم بلد باشید چطور ایشون رو به راه بیاورید. مستقیم یا غیر مستقیم بهش یاد بدید با خانمش چطور برخورد کنه. تا حالا شده در یه فرصت مناسب که سرحال و خوشه بهش بگید دوست دارم ازم تعریف کنی؟ نیاز دارم تحسینم کنی؟ گاه گاهی یه هدیه خیلی ارزون برام بگیری؟ البته با ظرافت و موقعیت سنجی باید بگید. مثلا ابتدا سعی کنید درباره مسائلی صحبت کنید که بهتون جواب بله بده. غرورش رو قبلا ارضا کنید طوری که نفهمه هندونه زیر بغلش بگذارید خلاصه اول افسارش رو بدست بگیرید بعد حرف اصلی رو تزئین کرده بهش بخورانید.

به دخترتان هم حسادت نکنید. رابطه آقا و دخترتان طبیعی هستش. دخترا بابائی هستند و پدرها هم به دخترها بیش از پسرها توجه می کنند. پس با خودتون مقایسه نکنید.
اگر خودتان این روش ها رو بلد نیستید بعضی خانم ها حرفه ای و فوق متخصص اند. همینجا یا در بین اطرافیان تان جستجو کنید و ازشون راهنمائی بخواهید. مشورت با "مشاور خانواده خانم" هم خیلی خوبه.
موفق باشید

علاقه مندی ها (Bookmarks)