ممنون دوست هاي خوبم
تمام سعيم اينه كه احساسات منفي ام رو از بين ببرم ولي نمي تونم
امروز كارتش رو داد گفت خودت برو خريد
ولي من اصلا خوشحال نيستم
اين خونه اصلا حس خونه بهم نميده حتي وقتي نماز ميخونم استغفراله شك ميكنم نمازم قبول نباشه
درست ميگين نبايد انقدر مامانم مامانم كنم ولي دارم ديوونه ميشم براي مامانم
بخاطر بدي هايي كه بهش كردم عذاب وجدان ميگيرم و از اينكه وقتي پيشش بودم از فرصت هام استفاده نكردم ناراحتم
من چطور خودمو تغيير بدم ؟ آخه چطور يه آدم ديگه بشم؟
به من ميگه مردانه رفتار ميكني ولي اصلا بنظرم درست نيست ( پدرمادرم پسر ندارن و من نمي تونم به وظايفم درقبالشون بي اعتنا باشم كه بماند تابحال غير از اذيت كردنشون كاري نكردم)
مادرم تمام عمرشو پاي من گذاشت ولي من هيچ كاري براش نكردم
ميدونم اگر هم جدا شم داغون ميشم و بيشتر اذيتشون ميكنم
به من ميگه الان تو موقعيت ارزيابي هستي
كاملا خونوادم حذف شدن من خيلي از اين وضعيت ناراحتم
يه دوستم بهم ميگفت تو مثلا عروسي كردي كه خوشحال باشي يا هميشه گريان
من چطور به اين مرد بفهمونم كه نمي تونم از خونوادم جدا شم؟
تو رو خدا بهم راهكار بدين








علاقه مندی ها (Bookmarks)