سلام
بعد از دو سه سال من دوباره اومدم.
قبلا خانوم مجرد بودم حالا خانوم مطلقه
خانواده من هیچ حمایتی از من نمیکنن
خودمم علی رغم تخصصم بیکارم و بی درامد
خیلی غصه میخورم
طوری که زندگی برام تموم شده است
هیچ امیدی ندارم
نمیدونم چکار کنم
دنبال کار میگردم اما چون مسیرها خیلی خیلی دوره نمیتونم برم
زندگیم خیلی سخت میگذره با یه بغض همیشگی تو گلو
و حالت استیصالی که درموندگی رو میشه تو ظاهرم دید
نمیدونم خرجی خودمو از کجا تامین کنم
چون تحصیلات بالایی دارم اگه سراغ کارای پایین برم وضع افسردگیم بدتر میشه
هیچ گشایشی نیست.... آرزوی مرگ دارم فقط
واقعا دارم میترکم چون اینارو به هیچکس نتونستم بگم
به نظرتون چه کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)