اها يه چيز جالب ديگه، اينه كه شوهرم اصرارم داره بياى خونه راجه به بچه ميخوام صحبت كنم كه بچه دار شبم.
نميدونم ميخراد نشون بده اهل زندگى شده، يا ميخواد ميخ منو محكم كنه كه نرم ديگه سكت جدايى، يا ميخواد احساساتمو قلقلك بده، يا واقعا بچه ميخواد و ميخواد زندگى كنه
دلم نمباد بعش بگم نميام خونه، دلم ميسوزه بهش، كاش اصلا ازش نميخواستم بياد مشاوره وقتى به قول خودش ذات ادما عوض نميشه. طفلكو بيخودى اميدوار كردم حس ميكنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)