همسرم اصرار داره بيا خونه ت،
هرچى ميگم الان مشكل ما كه حل نشده، ميگه اقا جان من تا قيام و قيامت با فاميلات همينم. يه سلامم ك ميداد بهشون دبگه نميده، امروز دم در جلو خودم مامان بزرگم و دايى مو ديد با كمال وقاحت سرشو انداخت پايين رفت. ازينور مامان بابامم ايندفه خيلى نازاحتن، به خدا از همينا روم نميشه برم، خب الان كه وضعم بدتر شد. تازه شرطم گذاشته ازين به بهد مادرم هرجا خواست بره مسافرت من بايد ببرمش و توام دوس ندارى نيا اما حق ندازى نظر بدى.( فك نكيند مادر شوهر من ي ادم سنتى، برعكس ماشين زير پاش ٦٠ ميليون پولشه، وقتيم شوهر داشت تنها با دوستاش ميرفت تركيه ى تفريح، حالا ك شوهرش فرت شده ماشينو پارك ميكنه دم در زنگ ميزنه شوهر من ببره برسونش)
يا راهي خواهم يافت
يا راهي خواهم ساخت
علاقه مندی ها (Bookmarks)