به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین 2 نمایش پست ها
    درسته تصمیم دارم اعتماد به نفسمو بالا ببرم ولی خیلی سخته خیلی ازش میترسم بهش محبت می کنم اما التماس نمی کنم خواستمو یه دفعه با قاطعیت می گم اگه قبول نکرد دیگه اون خواستمو تکرار نمی کنم و اگه خواست منو به انجام کاری مجبور کنه که از نظر من منطقی نباشه درخواستشو قبول نمی کنم و دیگه براش توضیح هم نمی دم چون میخ آهنی نرود به سنگ پس با اعصاب و وقت خودم بازی نمی کنم خودمو درگیر تفریحات و کارهایی می کنم که دوست دارم
    ای کاش فرشته مهربان راهنمایی کنن که این روال درسته یا خیر
    ممنون
    سلام

    این پست شما به خوبی نشان داده که چرا همسرت به اینجا رسیده ....

    اگر دقت کرده باشید من سئوالاتی از شما پرسیدم و جواب خواستم که میخواستم خود متوجه شوید کجای کارتان اشکال دارد .... اما پاسخهای شما نشان داد شناخت کافی از خود و نقاط قوت و ضعفتان و بخصوص احساساتتان ندارید و بنابراین مدیریت مناسبی هم در رابطه با آن ندارید و طبیعتاً وقتی ما خودمون را خوب نشناسیم و مورد ارزیابی بدور از سرزنش و سرکوب قرار ندهیم تا بفهمیم در چه وضعیتی هستیم و چگونه باید باشیم و دست بکار شویم برای تغییر و بهینه تر شدن .... طرف مقابلمان را هم نخواهیم شناخت و .... لذا درک نخواهیم کرد .... نیازهایش را نخواهیم فهمید و پاسخ مناسب هم نخواهیم داد و نتیجه میشه درگیریهایی که روز به روز رشد خواهد کرد و .....

    اینجا دیگر باید متوجه شده باشید که چرا علیرغم پاسخهایی که به سئوالهایم دادید که ممکنه بازدید کننده ها را به اینجا رسانده باشد که مشکل از شما نیست اما من پستی ارسال کردم که روی شما زوم شده بود تا به شما کمک کنم با این پست خود روی خود متمرکز شوید و دریابید کجای کارتان اشکال دارد .... تا همین نکته مهم را که باید خود را بهتر بشناسید و اصلاً صحنه زندگی در کنار ادای وظیفه و عشق ورزی و ......
    در مسیر خودشناسی و خودپایی و خودسازی برای شما پیش برود ( مسیر تکامل )

    یک نکته را با اشاره مستقیمم تونستید در خود شکار کنید و آن هم اینکه اعتماد به نفستان ضعیف هست ..... و این خوب بود به عنوان گام اول ..... تاپیکتان را رها کردم مدتی بگذرد که بیشترتوجه و تمرکز کنید که یا بقیه را خود بیابید یا از خود و رفتار و روحیتتان بیشتر بگویید .....

    در پست اخیر که بخشی از روحیات و خصوصیت رفتاری خود را بیان کردی .... نکته های کلیدی ای که یک زندگی و رابطه را دچار مشکل جدی می کند اشاره داشته ای .....

    می خواهم خودت شکارشون کنی و به صورت موردی شماره گذاری شده بیان کنی و بگویی چه اثری در زندگی دارد ....

    برای کمک به شما که تاپیکت را شکلی کارگاهی پیش ببری و دیگران هم استفاده ببرند و شما هم عملاً و نه فقط ذهنی ، وارد گود شوی ، از شما می خواهم :

    پست آخرت رادوباره عمیق بخوانید و خصوصیات رفتاری ای که ذکر کرده اید را خوب توجه کنی و بعد خود را جای همسرت بگذاری، جای یک شوهر با ویژگیهای مردانه ، جایگاه و نقشی که باید داشته باشد و انتظارات طبیعی و عاشقانه ای که از همسرش ( زن خود) دارد و همسرت را جای خود بگذار به عنوان یک زن که آن رفتارها را با شما دارد .... خوب و دقیق تجسم کن و بعد احساس و احوال خود را دقت کرده و بنویسید ....

    آنوقت این جملات مرا که
    در واقع با فعل معکوس بیان داشتم که غیر مستقیم شما را متوجه اثرات رفتاریتان کند ( رفتارهایی که در هیچ کدام از پستهایتان معلوم نبود اما من از واکنشهای همسرتان پی به آنها در شما بردم و خود در پست آخرتان بروز دادید ) را خواهید فهمید .... چون وقتی خود را جای همسرتان بگذارید لمس خواهید کرد :

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    .

    اگر مردی در کنار همسرش احساس آرامش و لذت و قدرت و سرآمدی و سروری و تامین کننده و حامی بودن داشته باشد و رفتارهای اینگونه پس زننده داشته باشد فقط می تواند بیمار باشد که من نشانه هایی از بیماری در همسر شما تصور نکردم ....



    بعداً به شما و دیگران خواهم گفت که از همین تکنیک ( خود را جای دیگری گذاشتن و رفتار خود را در طرف مقابل نظاره کردن و.... ) در زندگی چه بهره ها می شود برد و چقدر می توان در مسیر رابطه عاشقانه خلاقیت و ابتکار عمل داشت






  2. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (دوشنبه 04 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با این ازدواج غلط افسرده و داغونم
    توسط raha69 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 خرداد 95, 22:49
  2. یک هفته از طلاقم میگذره خیلی داغون شدم
    توسط مینا 66 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 22:36
  3. افکاری که از ذهنم بیرون نمیره و داره داغونم می کنه!
    توسط tonio_m2000 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 23 اردیبهشت 93, 13:44
  4. چی جوری با غول بدخوابی مبارزه کنم؟
    توسط سپیده سحر در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 07 بهمن 91, 19:19
  5. داغونم کمکم نمی کنید؟
    توسط من تنهام در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 دی 91, 23:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.