ممنون از شیدا جان که وقت میزاره
یه زن وقتی به مرحله طلاق میرسه....از درون خرد میشه ناخودآگاه و انگار هویتش رو از دست میده...همش دنبال یه جایگزینه که زندگیش بهتر بشه...
2 روز پیش رفتم باز پیش وکیل و وکالت نامه و قرارداد رو امضاء کردم که کارهای طلاقم انجام بشه و ثبت بشه...دیروز وکیل بهم گفت که وقتی این کارو کردی یعنی شمشیر رو از رو بستی ...و فکر بازگشت اصلا نباش...و وکیل گفت که آخرین باری که پیشم اومدی 5 ماه پیش بود و شرایط رو پرسیدی و رفتی و دیگه نیومدی تا الان....همین یعنی وقت واسه اون آقا....ولی آیا تو این 5 ماه این آقا اومد حسن نیتش رو ثابت بکنه ؟؟و اومد طبق قانون زندگی زناشویی با تو رفتار بکنه؟ اومد دنبال اینکه شرایط رو بهتر بکنه برات؟؟؟نه.....حالا پس وقتی اینجا رو امضا میکنی محکم تر از همیشه باش....وکیل گفت که من مراجعه کننده برای طلاق زیاد دارم....گفت خانم هایی هستن که میان دفترم و میگن آقای وکیل من میخام طلاقم یک هفته ای ثبت شه و تموم شه....ولی شما نه....کلی هم صبر کردی....معلوم بود میخاستی زندگی کنی و هدفت طلاق نبود....منم به شوهرم پیام دادم که وکیل آدرس خونتون رو میخاد و میخام طلاق رو ثبت کنم....شوهرم در جواب نوشت زودتر تمومش کن!!!!!!!!!!و یه پیام دیگه که شوهرم داد این بود که: بین خودمون باشه من معتاد شدم و دیگه نمیتونم ترک کنم....
یه آدم چی میشه که اینقد متفاوت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قب لا میدونستم همسرم مشروب میخوره و منم با مشروب مشکلی نداشتم....ولی الان حس میکنم که چون مشروب گرون بوده و وقتی بی پول شده نمی تونسته مشروب بخوره رفته سراغ یه مواد مخدر ارزون که راحت ترم گیر میاد....الان به این نتیجه رسیدم که مشروب رو تفریحی نمیخورده، بلکه برای تسکین دردهاش میخورده....در صورتی که من فکر میکردم تفریحی بوده....
همسرم در کل کم حرف میزد....درد و دل نمیکرد....به جاش مشروب میخورد...
الان میفهمم دلیل پرخاشگری و حرف های بد و فحش هاش چی بوده؟؟؟زمانی که نمی تونسته چیزی استفاده کنه....سر من همه چی رو خالی میکرده..........
البته شک داشتم که با دوستاش که زیاد رفت و آمد داره چیزی مصرف میکنه ....ولی فکر میکردم تفریحی هست....و نمیخاستم باور کنم که همیشگی باشه....و نمیخواستم بخاطر اینکه تفریحی استفاده میکنه آبروش رو ببرم....ولی الان فهمیدم اون چیزی که من فکر میکردم تفریحی بوده برای اون همیشگی بوده







و یه پیام دیگه که شوهرم داد این بود که: بین خودمون باشه من معتاد شدم و دیگه نمیتونم ترک کنم....

علاقه مندی ها (Bookmarks)