این ترانه بوی نان نمیدهد
بوی حرف دیگران نمیدهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد
****
....با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمیدهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس ز بی کران نشان نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این نه آن نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
.....گریه ام ولی امان نمی دهد
زنده یاد **قیصر امین پور**
برای شادی روحشان یک صلوات بفرستید
******این شعر توسط zeinab در موضوع تریبون آزاد ارسال شده بود که به خاطر زیبایی شعر در قسمت اشعار برگزیده بنده کپی کردم .******







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)