من همیشه تایپیکاتونو میخونم. حرفام مشابه حرفای باقی دویتان بود را همین خیلی نظر نمیدم.
برات دعا میکنم و امیدوارم مشکلاتت حل بشه.
ولی من اگه جات بودم میرفتم خوابگاه. و اگه امکانش بود به خانوادمم هم حتی نمیگفتم. اونا فکر میکردن خونه شوهرمم. محمد هم که سال ب سال هبری ازش نمیشد اصلا نمیفهمید خوابگاهم. فقط از هر دوتاشون دور میشدم که یکم اروم شم.
اگه محمد زنگ میزد جوابشو میدادم سرد نه. ولی راستش خوبم جوابشو نمیدادم. تا نمیخواست برم خونش نمیرفتم. اگه هم میخواست بین 2-3 بار ی بار می رفتم.
زودم بر میگشتم خوابگاه.
نمیدونم برای شما چقدر عملی هست ولی من اگه بودم این کارو میکردم.
تو شهری مثل تهران بعید میدونم مردم بفهمن من کجام. هر کی فکر میکنه پیش اون یکی هستم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)