شما و مادر اون بچه همیشه پدر و مادرش هستید در زمانی که اون رو به دنیا آوردید و چه حالا که طلاق گرفتید .
بنابراین باید با هم اون بچه رو بزرگ کنید. نه تک تک. یا مادرش بیاد تهران یا شما برید شهر مادرش.
فکر میکنم زیادی در دوران طلاق به بچه دروغ گفتید که این طوری بهانه میگیره. با بچه راست صحبت کنید و هیچ وقت بدگویی نکنید یا اجازه ندید بچه خودش چیزی رو کشف کنه. خیلی خوب
و واضح هر بار که پرسید بهش بگید طلاق یعنی جدایی پدر و مادر. بهش بگید مادرش همیشه مادر اون خواهد بود و شما هم همیشه پدر اونید فرقی نمیکنه هر جا که زندگی کنه. بذارید
خیال بچه راحت باشه تا کمتر آسیب ببینه. بهش بگید تنها اتفاقی که افتاده اینه که شما دیگه نمیتونید با هم زندگی کنید. اون قطعا برای داشتن همزمان پدر و مادر سال های سال تلاش
خواهد کرد.
از نظر روانی جان کلام و نهایت حرف اینه که به علت شرایط سنی بچه ی شما دقیقا داره فکر میکنه که چون اون بده شما طلاق گرفتید در واقع با وجود اینکه از نظر ما بزرگسالان به خاطر
ناساگاری والدین طلاق صورت گرفته و هیچ ربطی به کودک نداره این مسئله برای کودک فعلا غیر قابل درکه و اون فقط و فقط خودش رو مقصر ماجرا میبینه و اصلا نمیفهمه مادر مریض بود یا
پدر فلان بود و به همین دلیل آسیب میبینه. بنابراین محور تلاش های شما و مادرش باید در این مسیر باشه که این آسیب به حداقل برسه. در واقع تا جای ممکن باید متوجه بشه که اون تو
این ماجرا بی تقصیره و همون طور که میدونید به خاطر سطح درک بچه همچین چیزی رو نمیشه با حرف بهش تفهیم کرد بلکه در عمل با تامبن آسایش بچه و ایجاد امنیت خاطر از
داشتن همزمان مادر و پدر به بچه میشه کمک کرد.
مسئولیت پذیری شما جای تشویق نداره در واقع چون شما انسان سالمی هستید عملکردتون این طوریه. سعی کنید فرزندتون رو هم همین طور سالم و قوی بزرگ کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)