نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
من نمی دونم چرا پدر شما هیچ نقشی تو این داستان ندارن.

ولی پدر و مادرها و آدمهای با تجربه معمولا در برخوردهای اول می فهمن با کی طرفن. حداقل بعد از چند ماه عقد می فهمن !!

نرمال نبودن این آقایی که شما تعریف می کنید خیلی راحت قابل تشخیصه. مگه می شه پدر شما نفهمیده باشه.
حتما که نباید تو اتاق خواب شما باشن که بفهمن رفتاراش غیرعادیه

در ضمن شما در دوران عقد! هفته ای دو وعده کتک صرف می کنید. به پدر مادرتون جاش را نشون بدین کافی نیست برای طلاق؟
ناراحت بودن و ناراضی بودن شما کافی نیست برای طلاق؟

مگه بقیه مردم برای طلاقشون چه مدرکی می آرن که شما مدرک نداری؟ مگه زندگی مدرک کتبی داره؟ رضایت یا نارضایتی، خوشی و ناخوش فیلم و مستندات داره ؟

شوهرت را با پدر و مادرت ببر یه روانشناس ماهر ازش تست بگیره و بهشون بگه که چقدر غیرنرماله. این می شه مدرکت ...

چه اعصابی داری این تاپیک را هی می نویسی و می نویسی ....
اینا واقعا راسته؟
اون طورى كه نميزنه جاش بمونه، به نظر اونا زندگى همه مشكل داره و من بايد تحملم رو ببرم بالا و زندگيمو حفظ كنم. پدرم شديدا تحت تاثير حرفهاى مادرمه و مامانم اصلا اجازه نميده بهش كه دخالت كنه، حتى به بابام گفته وقتايى كه حنا ميره خونه محمد بهش زنگ نزن، زشته. محمد هم هميشه ميگه چرا پدر مادرت اصلا بهت زنگ نميزنن و اصلا سراغتو نميگيرن.
مامانم چند بار بهم گفته اگه طلاق بگيرى و اين زندگى رو حفظ نكنى نهايت بى لياقتيتو نشون ميدى، ميگه دليل محكمه پسند واسه طلاق ندارى. ميگه همون مونده طلاق بگيرى و مسخره عالم آدم بشى، ميگه ميان تف ميكنن تو روى آدم ميگن يه شوهر رو نتونستى نگه دارى!!!!
شيدا من از زندگى و كار و درسم موندم، حوصله هيچى رو ندارم، فكر كردى اينقدر ميام اينجا مينويسم واسه چيه؟! انقدر ناچار موندم كه نميدونم راه چاره كجا پيدا ميشه، دنبال يه راهى هستم از اين حالت برزخ دربياد ، نه مرده ام نه زنده.
ديروز زنگ زدم به دوستم پنج ساعت حرف زدم و درددل كردم و گريه كردم، نه ناهار خوردم نه شام، مامانم يه بار نيومد بپرسه دخترم چرا چيزى نميخورى؟ چرا گريه ميكنى؟
عزيزم شما ميخونى و شرايط من واست باورنكردنى مياد حالا به نظرت من اين وضعيت رو چطورى دارم تحمل ميكنم؟!!!
يه شوهر خيانتكار بداخلاق بددهن بيمار دارم و يه خانواده كه پشتم نيست. من خيلى تنهام، بى پشت و پناهم، خيلى وضعيت بدى دارم. هم طلاقم شكسته هم ادامه زندگيم با اين آدم بيمار.
امروز ميرم با يه وكيل حرف بزنم شايد از اونجا يه نتيجه اى بگيرم.