به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 فروردین 96 [ 14:28]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,459
    سطح
    52
    Points: 6,459, Level: 52
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    305

    تشکرشده 406 در 145 پست

    Rep Power
    51
    Array

    هوسراني هاي فردي كه شايد نامش پدر باشد، مرا له كرده ...

    اين روزا دلم خيلي گرفته، اين مدت به اندازه قديما دلم فشرده ميشه.
    سر اين مسئله با هر مشاوري كه حرف زدم، ته حرفش اين بوده كه به تو ربطي نداره و تو به زندگي خودت بچسب.
    آخه مگه ميشه يه نفر آدم هركاري دلش خواست بكنه و بعد بقيه بگن به ما چه؟ مگه اين رفتارا روي من تاثير نميذاره؟؟
    نميدونم يكدفعه چه بلايي به زندگيمون افتاد كه اين مرد (عذر ميخوام ولي واقعا نميتونم پدر خطابش كنم) يهو از اين رو به اون رو شد و چنان غرق هوس بازي هاش كه دروغ پشت دروغ و بدهي پشت بدهي ... نه كه قبلترش براي مادرم كاخ ساخته بود!!! حالا كه يه سر جسوزني دستش به دهنش رسيد شروع كرد به كم گذاشتنا. مهم نبود كه تو خونه غذايي براي خوردن پيدا ميشه يا نه، آقا خودش جاي ديگه شكمش سير بود!! باورتون ميشه كه مادرم و بچه هاش (نميخوام اشاره اي به تعدادمون داشته باشم) توي اون خونه چجوري سر ميكردن؟!
    من اما جسور بودم. پريدم دنبال تامين مخارج تحصيل و زندگيم. حالا كه تا ناكجا آبادها رفتم و چي كشيدم توي اون روزها از استرس هايي كه ديگه حوصله تعريفشون نيست ...، بماند. همه بلاهايي كه از نظر روحي و جسمي توي اين چندسال كشيدم هم اصلا بماند كه واقعا هنوز قلبم رو فشار ميده و خيلي خودم رو كنترل ميكنم كه ياد اون روزها منو به گريه نندازه ... همش به كنار ... عوضش ساخته شدم!!!! خيلي زياد ...
    تا اينكه رسيديم به پارسال. دختركي كه از ٨ صبح تا ١٠ شب يكسره مشغول كار بود، يه كمي تونست پس انداز كنه تا براي ازدواجش بتونه يه خرجايي رو داشته باشه. آخه مگه از اون آدم هم ميشد انتظاري داشت؟؟
    پارسال همسرم اومد به خواستگاريم. سر مخارج عقد اون مرد نميدونم چش بود كه به تقلا افتاد! باورم نميشد آدمي كه نسبت به همه چيز بي تفاوت بوده يهو چطور انقدر زير و رو شده؟ هيچ وقت از بچه هاش نميپرسيد چيزي دارين بخورين چيزي دارين بپوشين؟! به غير از من كه خودم رو تا حد زيادي جدا كرده بودم، بقيه با دعوا ازش پول ميگرفتن!! اون روزا دپرسشن شديدي پيدا كرده بود و شايد تازه يكم فهميده بود چقدر بين همه عالم و آدم بي اعتبار شده. نميدونم چي شده بود كه يادش افتاده بود يه دختري داره كه نميتونه براش كاري كنه! نميدونم چي شده بود كه يه غرور مردونه اومده بود سراغش! خودشو به در و ديوار زد و نهايتا تونست ٥٠٠ هزار تومن براي عقد من تهيه كنه!! برام مهم نبود ديگه برام هيچ ارزش و اعتباري نداشت و چشمي هم بهش نداشتم. همه هزينه ها رو خودم انجام دادم حتي تا لباس مجلسي هاي خونواده م. خدا رو شكر. واقعا شكر كه با تمام زجري كه بهم داد، توانش رو هم داد تا بتونم به خودم فشار بيارم و وضعيتمو تغيير بدم.


    اون روزا يه جرقه اي توي اون مرد زده شده بود و واقعا ميشد فهميد كه ميخواد تغيير كنه! من اما ازش شكسته بودم. خيليييي زجر كشيده بودم. ازش نفرت داشتم. با همه اينا سعي كردم كم كم رابطه رو بهتر كنم. جواب تلفنش رو ميدادم و كمي باهاش حرف ميزدم! يكم اوضاع رو بهتر كردم و كم كم بردمش دندوناش رو درست كنم. واي كه نميتونين تصور كنين چه نفرتي از اون دندونا وجود داشت! هيچ وقت حتي سر بدترين و بدبوترين دهن هاي بيمارام، اون حس انزجار رو نداشتم. ولي براش كار كردم. ميخواستم كم كم همه چيز بهتر بشه. سخت بود ولي بايد ميشد. اما تهش نتيجه ميدونين چي شد؟؟؟ باز كارشو از سر گرفت. دوباره همون كثافت بازيا شروع شد. ديگه ولش كردم و كار آخرش رو گفتم به من ربطي نداره برو يه دندونپزشك ديگه پيدا كن. كلي براش هزينه كرده بودم و نتيجه شد اين؟؟؟؟




    الان دوتا سوال دارم از دوستايي كه دنيا ديده تر هستن؛
    اصلا همه مشاورا راست ميگن روابط پدر و مادر به فرزند ربطي نداره. ولي من الان چطوري يه گوشه بشينم و شاهد زجر خونواده م باشم؟ چطوري ببينم خونواده م بدون كولر تو خونه دارن گرما زده ميشن و اون رفته ييلاق!!؟؟؟ من هزينه ش رو به مادرم دادم.ولي ميترسم از اينكه خيالش راحت شه خب اينا دارن از جاي ديگه ساپورت ميشن و همون چندرغازي هم كه درآمد داره ببره خرج عياشي! دلم داره ميتركه. توي اون خونه هيچ كسي شاغل نيست. بچه بعدي كه يه سال ازم كوچيكتره هم انگار عقلش به اين چيزا قد نميده كه لااقل نگران خودش باشه!!! من دلم براي تك تكشون كبابه ولي نمي دونم بايد كمك مالي بكنم يا نه؟ ديروز مادرم كه چند هفته ست حالمو نپرسيده يه پيغام كوچولو فرستاد، داري يكم برامون بفرستي؟ اين جمله يعني الان تو خونه برنج هم نيست! گفتم اكي و بدون هيچ سوال و جوابي هرچي ته كارتم بود براش ريختم. ولي ديگه نميدونم كار درست چيه؟


    مسئله بعدي اينكه خونواده شوهرم متوجه نحوه رابطه من با خونواده م هستن. با اينكه افراد بسيار فهميده اي هستن و در اين موارد منو سوال جواب نمي كنن، ولي احساس حقارت مي كنم از اينكه شدم عين يه علامت سوال و همه مي دونن كه يه مشكلي وجود داره. با اين مسئله چيكار كنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید setare_000 تشکرکرده اند .

    باران13 (سه شنبه 23 شهریور 95), شیدا. (سه شنبه 23 شهریور 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوسش دارم اما نمیدونم بهش بگم یا نه
    توسط jellybean در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 14:34
  2. 8 ماه تنهام همسرم وسایلشو برد مهریه ونفقه اجرا گذاشته
    توسط ali.amamverdi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 25 آذر 91, 01:44
  3. نمیدونم با گذشته ناپاک دختری که دوسش دارم چیکار کنم؟
    توسط esy در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 آذر 90, 14:22
  4. مشكلات نو عروسان
    توسط گلسا شاملو در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 14:06
  5. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.