با سلام و درود.
اشتباه شما از جایی شروعشد که خانوده همسرتون رو دیدید و فکر کرید همسرتون میتونه خانوادش رو فراموش کنه و به اونها رجوع نکنه. خانواده همسر شما هر چیزی که باشن و هر چقدر همسر شما زا اونها در ظاهر متفاوت باشه اما بدونید که ریشه بخش عمده ای از شخصیت و بسیار از عادات رفتاری همسرتون در اون خانواده شکل گرفته. اگپر همسرتون بخواد از خانواده خودش ببره یعنی از پشتوانه هویتی و بخشی از هویت خودش بریده. من نمیدونم مشاوره ای که رفتید چطوری به این نتیجه رسیده که شما برای هم مناسب هستید. نمیدونم تست های شخصیت یا در صورت لزوم تست mmpi رو گذروندید یا خیر یا خود شما و همسرتون چقدر در مورد ابزار خودتون و اهدافتون و شخصیتتون صادق بودید. به همین دلیل نمیتونم بگم چون اون مشاور گفته به درد هم میخورید واقعا به درد هم میخورید. اما مسلما آنچیزی که نوشتید زندگی خوب و سالمی را از لحاظ روانی و ارتباطی نشان نمیدهد.
اولا برای ارزیابی همسرتون پیشنهاد میکنم مدتی بطور صوری مساله سفر یا مهاجرت به خارج از کشور را منتفی اعلام کنید و رفتارشون و تغییراتشون در ارتباط با خودتون رو مشاهده کنید.
دوما باید بدونید تصور شما در مورد قطع ارتباط همسرتون با خانوادشون کاملا اشتباهه. همسری که بتونه از خانوادش چشم پوشی کنه مطمئنا از شما هم میتونه چشم پوشی کنه. این یک مساله ثابت شدست که خیلی هم موارد استثنا نداره. پس بدونید اگر همسر شما بتونن خانواده و پدر و مادرشون که سالها در دامان اونها بزرگ شدند را رها کنند شما را هم در موقعیتی مشابه رها خواهند کرد. از طرفی این کار ابدا چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ مذهبی کاری پسندیده نیست و ترک خانواده عواقب و تاثیرات شدید روحی و رفتاری در هر فردی در پی دارد.
سوما دلایلی که ایشون برای علنی نکردن ازدواجشون آوردند قابل قبول نیست. حتی اگر در محل کار محدودیت هایی هست اما دلایلشون برای عدوم اطلاع به فامیل و دوستان کاملا غیر منطقی است.
و در آخرپیشنهاد میکنم با صبر و شکیبایی مسائل را دنبال کنید تا تصمیمات درست بگیرید. عجولانه تصمیم نگیرید و با سعی و پایداری زندگی خود و مشکلات و مواهب آن را ارزیابی کنید.
از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)