تو این چند روز جوابش رو با ناراحتی دادم و تمام تماس هاش رو رد کردم.
اونم تلگرامش رو پاک کرد و گفت من یک ماه اصرار کردم و التماس ولی تو نخواستی.

من فکر می کنم عذاب وجدان گرفته بوده و با این التماس هاش می خواسته وجدانش رو آروم کنه و الان پیش خودش فکر می کنه من تلاشم رو کردم ولی اون نخواست.

منم نمی دونم کارم درست بوده یا نه ولی الان خیلی فکر مشغوله. همش پیش خودم می گم نکنه این فرصت رو خیلی راحت از دست داده باشم.

همش پیش خودم می گم کاش اجازه می دادم می رفتیم پیش مشاوره و بعد تصمیم می گرفتم.

ولی از اون طرف خیلی استرس دارم نکنه شروع کنیم و با اون همه سختی که کشیدم برای جدا شدن دوباره به مشکل بخورم و آرامشم به هم می ریزه.
من دوسش دارم ولی واقعا از آینده می ترسم. چه باهاش شروع کنم و چه شروع نکنم.

پیش خودم می گم شاید این آدم پخته شده باشه ولی رفتارهای یک ماهه اخیرش نوسانی بود هرچند خیلی امیدبخش بود. غرورش رو شکسته بود.

ولی از اون طرف می ترسم دوباره نتونم اون زندگی رو جمع کنم و دوباره شروع کنیم.

آخه به نظرتون چرا من باید همش توی دوراهی های سخت باشم؟

به نظرتون الان چه کار کنم؟
1-کلا به همین شکل قطع ارتباط
2-بزارم دوباره خودش پیام بده و من پالس مثبت بدم
3-خودم الان بهش پیام بدم.